بازتاب اجتماعی کهنالگوی آنیموس در شخصیتهای زن نمایشنامههای بیضایی (مطالعۀ موردی: نمایشنامههای پردهخانه و ندبه) | ||
| زن در فرهنگ و هنر | ||
| مقاله 2، دوره 9، شماره 2، 1396، صفحه 165-184 اصل مقاله (291.67 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwica.2017.235708.900 | ||
| نویسندگان | ||
| بهروز محمودی بختیاری* 1؛ فاطمه اشکانی2؛ مهسا معنوی3 | ||
| 1دانشیار گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس | ||
| 3دانشجوی دکتری ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| کارل گوستاو یونگ روان ناخودآگاه انسان را متشکل از دو قطب متقابل مؤنث و مذکر آنیما و آنیموس میداند. کهنالگوی آنیما نیمة زنانه در روان مرد و آنیموس نیمة مردانه در روان زن است. برقراری هماهنگی و اتحاد میان این دو نیمه از روان، حفظ تعادل در روان انسان را سبب میشود و استیلای هریک از این قطبهای متقابل در فرد، سلسلهای از خصلتها و ویژگیها را پدید میآورد که از منظر اجتماعی و فرهنگی قابل مطالعه و بررسی است. مقالۀ حاضر، با رویکرد اسطورهشناختی، به چگونگی تجلییافتن کهنالگوی آنیموس در دو اثر نمایشی پردهخانه و ندبه از بهرام بیضایی میپردازد. بیضایی در این دو اثر، شخصیتهای زنی را به تصویر میکشد که بنا به موقعیت اجتماعیشان، آنیموس یا قطب مذکر پویا و فعال دارند. مطالعۀ خاستگاه و بازتاب اجتماعی و فرهنگیِ چیرگی آنیموس در شخصیتهای زن این آثار، تأثیرپذیری کنشهای روانی فرد از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین ارتباط تنگاتنگ و متقابل میان این دو ساختار را آشکار میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آنیموس؛ بیضایی؛ پردهخانه؛ نقد اسطورهشناختی؛ ندبه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,135 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,540 |
||