راهبرد سیاسی- نظامی ایالات متحدۀ آمریکا در آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر؛ هدفها و چالشها | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| مقاله 4، دوره 10، شماره 2، مهر 1396، صفحه 271-288 اصل مقاله (221.82 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2018.132606.449602 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدجعفر جوادی ارجمند* 1؛ صالح سلاورزیزاده2 | ||
| 1دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان | ||
| چکیده | ||
| مقالۀ پیش رو بهدنبال پاسخدادن به این پرسش است که سیاست و راهبرد کلان و هدفهای آمریکا از حضور نظامی در منطقۀ آسیای مرکزی پس از 11 سپتامبر چیست و این راهبرد و هدفها در منطقه با چه موانع و چالشهایی روبهرو است؟ در پاسخ میتوان گفت که منطقۀ آسیای مرکزی برای آمریکا اهمیت بالای ژئوپلیتیکی دارد؛ به این شکل که استقرار آمریکا در آسیای مرکزی میتواند ضمن مبارزه مستقیم با تروریسم و استفاده از منابع انرژی منطقه، از یکسو به گسترش نفوذ این کشور و از سوی دیگر به کنترل و مقابله با نفوذ رقبای سنتیاش همچون روسیه و چین منجر شود. البته میزان موفقیت این راهبردها و هدفها به چگونگی مواجهۀ آمریکا با چالشهایی همچون وضعیت جغرافیایی منطقه، افراطیگری اسلامی و تروریسم و رقبای منطقهای همچون روسیه و چین بستگی دارد. راهبرد اصلی و همیشگی آمریکا حضور در مناطق راهبردی جهان و جلوگیری از سلطۀ قدرتهای رقیب این کشور چون روسیه و چین بوده است. در ارتباط با منطقۀ آسیای مرکزی حضور آمریکا در دورۀ بوش و اوباما بررسی شده است. راهبرد کلان هر دو رئیس جمهور در راستای همان هدف همیشگی ایالات متحده یعنی حضور در مناطق با اهمیت بوده است؛ اما تاکتیکها با توجه به مقتضیات زمانی تفاوت داشته است. در دورۀ بوش و بعد از رخداد یازده سپتامبر بهعلت وجود تهدیدهای مستقیم علیه آمریکا، ابزار و تاکتیک از نوع سخت و حضور نظامی بوده است؛ اما در دورۀ اوباما بهدلیل برطرفشدن نسبی تهدیدها، تاکتیکها به حضور نرم و استفاده از قدرت هوشمند تغییر یافتهاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آسیای مرکزی؛ افراطیگری؛ آمریکا؛ پایگاه نظامی؛ تروریسم | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,185 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,396 |
||