خوانش پسااستعماری پنجگانۀ مدنالملح از دریچۀ نظریۀ چندآوایی باختین | ||
| ادب عربی | ||
| مقاله 3، دوره 13، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 23-44 اصل مقاله (833.44 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jalit.2020.306886.612240 | ||
| نویسندگان | ||
| کمال باغجری* 1؛ یدالله ملایری1؛ نسرین رنجبران2 | ||
| 1استادیار زبان و ادبیات عربی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| دو نظریۀ پسااستعماری و چندصدایی (پولیفونی) از جهت واکاوی گفتمان تکصدای قدرت، پیوندی نزدیک با یکدیگر دارند. درحالیکه میخائیل باختین رمان چندصدایی را جهانی هزارتو و رنگارنگ و عرصهای برای پژواک آواهای گوناگون میداند، نظریهپردازان پسااستعماری نیز میکوشند سویهها و مؤلفههای سلطهگریِ هژمونیک متون ادبی را بکاوند و صدای مردمانِ درحاشیه و فرودست را موضوع نقد ادبی قرار دهند. بر این اساس، پژوهش پیش رو، با اتکای بر مفروضات نظریۀ چندصدایی باختین، میکوشد مؤلفههای این نظریه، از جمله شیوۀ روایت، تعدد گفتمان و گونههای الحاقی را در پنجگانۀ مدنالملح (شهرهای نمک)، که روایتی است شبهتاریخی از فرآیند پیدایش نفت در شبهجزیرۀ عربستان و دگردیسی رویکرد استعمار (از شیوۀ کلاسیک به نو)، بکاود و برمبنای آن، خوانشی پسااستعماری از رمان مزبور ارائه دهد. دستاوردهای این مقاله را میتوان در دو مورد نظری و کاربردی خلاصه کرد: اول، منطق مکالمهای و نظریۀ چندصدایی میخائیل باختین، بهدلیل کاربستش در تبیین مؤلفههای سلطهگری و تکصداییِ قدرت مطلقه، میتواند افقهای نوینی در حوزۀ مطالعاتی پسااستعماری بگشاید؛ و دوم، عبدالرحمن منیف در پنجگانۀ مدنالملح، با ارائۀ آواها و گفتمانهای مختلف و گونههای الحاقیِ برگرفته از سنت فکری و فرهنگیِ عربی-اسلامی، گفتمان مسلط استبداد/استعمار را وارد منطق مکالمهای کرده و مشروعیت برساختۀ آن را با قراردادن در کنار پادگفتمانهای همارز، از کار انداخته است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| عبدالرحمن منیف؛ مدنالملح؛ نظریۀ پسااستعماری؛ میخائیل باختین؛ چندصدایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,509 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 816 |
||