ادراک زنان روستایی از نوسانات اقلیمی و نحوه سازگاری با آنها: کاربرد نظریه داده بنیان (مورد مطالعه استان فارس) | ||
| تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران | ||
| مقاله 15، دوره 53، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 567-581 اصل مقاله (969.07 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijaedr.2021.323209.669041 | ||
| نویسندگان | ||
| معصومه مویدی1؛ عزت اله کرمی2؛ داریوش حیاتی* 2 | ||
| 1دانشجوی دکترا، بخش ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||
| 2استاد، بخش ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||
| چکیده | ||
| زنان و مردان تغییر اقلیمی را به طرق مختلف تجربه میکنند، چرا که نقشها، مسئولیتها، و هویتهای متمایزی از نظر اجتماعی دارند که منجر به انتخاب راهبردهای مقابلهای و واکنشهای مختلف میگردند. زنان روستایی به دلیل وابستگی زیاد به منابعطبیعی در برابر اثرات تغییرات اقلیمی آسیبپذیر هستند. هدف این پژوهش، واکاوی درک زنان روستایی استان فارس نسب به نوسانات اقلیمی بوده است. این پژوهش از نوع کیفی و بر مبنای نظریه دادهبنیان انجام گرفته است. برای جمعآوری دادهها از شش گروه متمرکز در چهار اقلیم سرد، معتدل، گرم و خیلی گرم استان فارس که خشکسالیهای خفیف، متوسط یا شدید را تجربه کرده بودند، استفاده شد. مضامین و مفاهیم مورد واکاوی قرار گرفت. با توجه به نتایج، مدل پارادایمی سازگاری زنان روستایی با نوسانات اقلیمی ترسیم گردید. نتایج نشان دادند که فعالیتهای انسانی در به وجود آمدن نوسانات اقلیم تاثیرگذار بودهاند. نوع و تنوع معیشت خانوار، نقشها و مسئولیتهای زنان از جمله شرایط زمینهای بودند که باعث محدودیت آنها در بکارگیری راهبردهای سازگاری میشدند. همچنین، فقدان بازارهای فروش، کاهش قدرت خرید مردم روستا، غیرقابل پیشبینی بودن سیاستهای صادرات و واردات دولت در محصولات کشاورزی، افزایش تورم و گرانی نهادهها و در نتیجه، کاهش قدرت سرمایهگذاری آنان نیز از جمله شرایط مداخلهگر در مدل پارادایمی توسعه داده شده بودند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تغییر اقلیم؛ سازگاری؛ زنان روستایی؛ شرایط علّی؛ عوامل مداخلهگر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 968 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 651 |
||