جبرِ فقر یا فقر اراده؟ مطالعه جامعهشناختی سنگ صبور و جود گمنام بر اساس نظریه پییر بوردیو | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| دوره 29، شماره 1، تیر 1403، صفحه 193-217 اصل مقاله (624.32 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2023.346430.2330 | ||
| نویسندگان | ||
| مصطفی باقری* ؛ جعفر میرزایی پرکلی | ||
| گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه رازی کرمانشاه،کرمانشاه،ایران. | ||
| چکیده | ||
| مطالعه انسان در جامعه بهعنوان موجودی جمعی تنها به رشتۀ جامعهشناسی محدود نمیشود. بازنمایی انسانها در جوامع و بررسی دغدغهها، نگرانیها و ترسهای آنها در ارتباط با دیگران همیشه یکی از تلاشهای عمدۀ آثار ادبی بوده است. نقد جامعهشناسانۀ آثار ادبی حوزۀ مطالعاتی جدیدی است که با تمرکز بر این ارتباط درک متفاوتی از دو حوزه را سبب شده است. پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، جامعه را متشکل از میدانهای مختلفی میداند که افراد برای کسب مرتبه و جایگاه بهتر (سرمایهها) در آن تلاش میکنند. سرمایهها در نظریۀ او، به سرمایۀ اقتصادی محدود نمیشود و سه شکل دیگر، یعنی سرمایۀ اجتماعی، فرهنگی و نمادین را نیز شامل میشود. در مقالۀ حاضر، نگارندگان با استفاده از مفاهیم نظریۀ بوردیو تلاش میکنند تحلیل و خوانش متفاوتی از رمانهای سنگ صبور اثر صادق چوبک و جود گمنام اثر تامس هاردی ارائه کنند. هر دو رمان از برجستهترین آثار مکتب ناتورالیسم ایران و انگلستان بهشمار میروند که همیشه در نقدها بر جبرگرایی زیستمحیطی آنها تأکید شدهاست. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که شخصیتهای اصلی رمانها از انباشت اولیۀ سرمایه برخوردار نیستند و تلاش آنها برای کسب این سرمایهها، خصوصا سرمایۀ فرهنگی، نه کاملا بهخاطر جبر زیستمحیطی که بهدلیل حماقتها و بهرهنبردن از فرصتهای زندگی-شان به نتیجه نمیرسد. نتیجه دیگر آنکه جامعۀ ایران در سنگ صبور بسیار سرکوبگرتر از جامعۀ انگلستان در جود گمنام است. در جامعۀ ایران، با وجود جبر سنگین حاکم، شخصیتهای مرد در ناکامی خود مقصرند و زنان چارهای جز تسلیم سرنوشت رنجآور تحمیلشده به آنها توسط جامعه مردسالار و خرافهپرست را ندارند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نقد جامعهشناسی؛ پییر بوردیو؛ انواع سرمایه؛ سنگ صبور؛ صادق چوبک؛ جود گمنام؛ تامس هاردی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 758 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 457 |
||