بررسی اصول گرایس در ادبیات نمایشی مصر مطالعه موردی نمایشنامه «وطنی عکا» عبدالرحمن الشرقاوی | ||
| ادب عربی | ||
| مقاله 7، دوره 18، شماره 1 - شماره پیاپی 47، بهار 1405، صفحه 149-172 اصل مقاله (825.23 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jalit.2025.384284.612879 | ||
| نویسندگان | ||
| مریم هاشمیان1؛ ریحانه ملازاده* 2؛ فاطمه اکبری زاده2 | ||
| 1دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات عربی، دانشگاه الزهرا، دانشکده ادبیات، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| فهم کامل گفتمان، مستلزم فرا رفتن از تحلیل واژگانی - دستوری صرف و بهرهگیری از رویکردهای نوین زبانشناختی است. یکی از ابزارهای کارآمد در این راستا، نظریه اصول همکاری گرایس و معانی ضمنی ناشی از نقض راهبردهای چهارگانه آن (کمیت، کیفیت، رابطه، و شیوه)، است. این پژوهش می کوشد با تحلیل نمایشنامه «وطنی عکا» اثر شرقاوی نویسنده مصری که در آثارش در حوزه ادبیات پایداری بیشتر از جنبه ادبی، به مفاهیم مقاومت توجه دارد، به مفاهیم ضمنی اثر بپردازد. باتوجه به محوریت نمایشنامه بر پایه گفتگوی شخصیت ها، تعامل گفتگومند میان مبارزان فلسطینی بهعنوان «من» - صهیونیستها بهعنوان «دیگری» در موضوعات نمایشنامه مطالعه میشود. بررسی نشان میدهد که راهبردهای کمیت (از طریق اطناب و ایجاز) و شیوه (با استفاده از اسم های موصول «من» و «ما») بیشترین نقض را در هر سه نوع گفتگوی (من - من)، (من - دیگری)، (دیگری - دیگری) دارند. اطناب برای تأکید، استدلال، نقلقول رهبران، اقناع و ابراز احساسات و ایجاز در مواقع حساس به کار رفته است. نقض راهبرد شیوه نیز برای عمومیتبخشی به مفاهیم دوستی یا دشمنی، اشاره تلویحی به نقش غرب و آمریکا در حمایت از صهیونیسم و مباحث زندگی، مرگ و شهادت بوده است. استفاده بیشتر کنش اظهاری برای بیان حقایق مرتبط با مسئله صهیونیسم و عملیات مبارزان و کنش ترغیبی برای امرونهی و پرسش های انکاری در راستای انتقال مفاهیم مقاومت و عجز صهیونیستها و تأکید بر منطق مبارزان است | ||
| کلیدواژهها | ||
| کاربردشناسی؛ تلویح گفتار؛ گرایس؛ عبدالرحمن شرقاوی؛ وطنی عکا | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 727 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 534 |
||