تحلیل تطبیقی نگارة ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان در نگارگری صفوی و گورکانی: مطالعهای بر مبنای نظریه ترامتنیت ژرار ژنت | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی | ||
| مقاله 1، دوره 30، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-22 اصل مقاله (4.25 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfava.2025.385743.667371 | ||
| نویسندگان | ||
| صفورا نایب پور1؛ علیرضا خواجه احمد عطاری* 2؛ ساناز رهروی پوده3 | ||
| 1دانشجوی دکتری پژوهش هنر، گروه هنر، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران. | ||
| 2دانشیار دانشگاه هنر، گروه صنایع دستی، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، ایران. | ||
| 3استادیار گروه معماری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران. | ||
| چکیده | ||
| دوران صفوی و گورکانی از درخشان ترین دوره های اسلامی در ایران و هند به شمار آمده که با توجه به فرهنگ و زبان مشترک، تعامل و پیوند عمیقی در ادبیات و هنر داشته اند؛ لذا هنرمندان هندی تحت تأثیر و با اقتباس از هنر ایران دست به مصورسازی نسخ متعددی زدهاند. هدف از این پژوهش خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی نگارههای مرتبط با روایت ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان از منظومه یوسف و زلیخای هفت اورنگ جامی در دو نسخه صفوی و گورکانی، متعلق به موزه فریر و والترز بوده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی است.داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها، از رویکرد ترامتنیت ژنت استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که روابط بینامتنی میان نگارهها بهصورت صریح، پنهان و ضمنی وجود دارد. همچنین، اقتباسها عمدتاً به شکل تراگونگی از نوع کاهش، افزایش و جایگزینی در قالب جایگشت نمود یافتهاند. نگارههای صفوی و گورکانی، با وجود نظام نشانهای یکسان، دارای روابط بینانشانهای هستند که ریشه در پیوندهای عمیق بینافرهنگی و بینازمانی میان دو کشور دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ترامتنیت؛ دوره صفوی؛ دوره گورکانی؛ ژرار ژنت؛ هفتاورنگ جامی؛ یوسف و زلیخا | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 838 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,093 |
||