واکاوی مؤلفههای دیالکتیک افلاطون و هگل در هرمنوتیک فلسفی گادامر | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 10، دوره 22، شماره 2 - شماره پیاپی 43، اسفند 1403، صفحه 213-241 اصل مقاله (881.04 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2025.384728.1006859 | ||
| نویسندگان | ||
| اصغر واعظی1؛ پروین ایزدی* 2 | ||
| 1دانشیار فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری فلسفه معاصر، دانشگاه خاتم، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| دیالکتیک بهعنوان روش در فکر و استدلال فلسفی، نقشی محوری در فلسفۀ افلاطون و هگل دارد. افلاطون، بهویژه در دیالوگهایی مانند جمهوری و سوفیست دیالکتیک را بهعنوان راهی برای دستیابی به حقیقت معرفی میکند و بنیانی را پایهگذاری میکند که بعدها توسط هگل توسعه یافت. در فلسفه افلاطون ایدهها (مُثُل) ارتباط معنایی و منطقی با یکدیگر دارند و از طریق بررسی متقابل و دیالکتیکی آنها میتوان به فهمی عمیقتر از حقیقت رسید. اما هگل، دیالکتیک را بهعنوان یک فرایند تاریخی و فلسفی میبیند که از طریق تضادها (تز و آنتیتز) و رفع آنها (سنتز) پیش میرود و این فرایند بهطور پیوسته آگاهی و شناخت را به سطح بالاتری میرساند و در نهایت به تحقق عقل مطلق میانجامد. هانس-گئورک گادامر، متأثر از این دو فیلسوف، در کتاب مشهور خود حقیقت و روش تلاش میکند تا دیالکتیک را در چارچوب هرمنوتیک فلسفی بازتعریف کند. گادامر با تأکید بر تاریخمندی و زبان بهعنوان عناصر اساسی فهم، دیالکتیک را نهتنها عنصری بنیادین در دستیابی به حقیقت، بلکه عامل جداییناپذیر هر گونه فهم و تفسیر متون و رویدادهای تاریخی میداند. این مقاله به بررسی تأثیر مؤلفههای دیالکتیکی افلاطون و هگل بر نظریه هرمنوتیکی گادامر میپردازد و به روش تحلیلی- تطبیقی نشان میدهد که گادامر چگونه با استفاده از مفاهیم دیالکتیکی افلاطون و هگل و ترکیب آن با اصول هرمنوتیکی خود، چارچوبی نوین با تأکید بر تاریخمندی و گفتوگو برای فهم و تفسیر در علوم انسانی ارائه میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| افلاطون؛ هگل؛ گادامر؛ هرمنوتیک؛ دیالکتیک | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,702 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 439 |
||