تحلیل گفتمان سورۀ یوسف (ع) با تأکید بر واژۀ تأویل بر اساس الگوی نورمن فرکلاف | ||
| پژوهش های قرآن و حدیث | ||
| دوره 57، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 321-340 اصل مقاله (820.41 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jqst.2024.377987.670355 | ||
| نویسندگان | ||
| عبدالهادی فقهی زاده* 1؛ فاطمه دست رنج2 | ||
| 1استاد، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران. | ||
| چکیده | ||
| تحلیل مفاهیم قرآنی راهی به درک صحیح آیات قرآن است، در پژوهش حاضر با توجه به بسامد تکرار واژه تأویل در سورۀ یوسف، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این واژه بر پایۀ رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف پرداخته شده تا با توجه به ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و ارزشی، با خوانشی روشمند به دریافت تازهای از مفهوم تأویل در سورۀ یوسف دست یابیم. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که دالّ مرکزی گفتمان تأویل در سورۀ یوسف، تعلیم علم تأویل احادیث (وقایع و حوادث) است که خود زمینهساز گفتمان ولایت الهی است. علم تأویل حضرت یوسف (ع) هم از حیث گستره و شمول وقایع و هم از حیث مرجع الهی آن، عامل توفّق و برتری ایشان بر سایر معبران و تغییر دهنده نظام ارزشی موجود است؛ چنان که این امر سبب بر هم زدن مناسبات قدرت در جامعۀ هدف شد؛ تا آنجا که یوسف (ع) توانست پس از تأویل رؤیای پادشاه مصر، به کنشها جهت داده و گروه مقابل را برای اجرای طرح استراتژیک چهارده ساله با خود همراه کند. این اقدامات در سطح بالاتر زمینه لازم را برای ترسیم نظام دوگانه اصلی فراهم کرد. با دو گانهسازی من (صاحب علم الهی تأویل احادیث) و آنها که به الله ایمان ندارند و به آخرت کافرند، دو نوع نگاه به هستی مطرح میشود. نگاهی که عالم را متعلق به ربّی میداند که مرجع اصلی همه کنشهاست، در مقابلِ نگاهی که به این امور بیاعتقاد است. این تفکیک پارادایمی زمینه را برای باز تولید یک نظام ارزشی تازه فراهم میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیل گفتمان؛ تأویل؛ سوره یوسف؛ نورمن فرکلاف | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 551 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 351 |
||