جایگاه نقاشی در سدههای میانی با نگاه به شالودۀ بازشماری دانشها و هنرها در تمدن اسلامی | ||
| تاریخ علم | ||
| دوره 22، شماره 2 - شماره پیاپی 37، بهمن 1403، صفحه 109-132 اصل مقاله (2.24 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jihs.2025.390902.371819 | ||
| نویسنده | ||
| مریم کشمیری* | ||
| استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| دستهبندی دانشها و هنرها در تمدن اسلامی با فارابی آغاز شد. هرچند فارابی در احصاءالعلوم، دانشها و هنرها را در پیوند با سرشاخههای اصلی شناسایی میکند، جاماندن نقاشی از دستهبندی، جایگاه آن را در تمدن اسلامی پرسشبرانگیز کرد. چرا نقاشی در دستهبندی دانشها و هنرها در تمدن اسلامی هرگز جایابی نشده بود؟ موانع جایابی نقاشی چه بود؟ شناخت جایگاه نقاشی، نیازمند بازیابی رشتۀ پیوند آن با شاخههای دانش و هنرها است. رویکرد فارابی به شعر، و نیز بررسی موانع دستهبندی شعر در میان دانشها و هنرها، سرآغاز جستجو در بارهٔ جایگاه نقاشی است. فارابی در إحصاء العلوم، شعر را از دید همانندی با زبان، در شاخهٔ زبان و در قوانین صناعت شاعران و کتابالشعر، شعر را از دید منطقی و محاکات، در ساختار منطقی بررسی کرد. پژوهش کنونی با تأکید بر همانندی شعر و نقاشی در پی بازیابی جایگاه نقاشی در نظام دستهبندی دانشها و هنرها است. این پژوهش بنیادی است و به روش تحلیل مفهومی با تأکید بر اندیشههای فارابی و دیدگاههای حکمای مسلمان پیش میرود. پژوهش بر این یافته درنگ میکند که نقاشی در هماهنگی با ارزشهای بنیادی تمدن اسلامی، توانست سه مایهٔ اصلی برتری دانشها و هنرها را که اساس دستهبندی بود به دست آورد. نقاشی در همانندی با شعر، فضیلتهای برتر آرمانی و مذهبی، به بیانگری والاترین موضوعها راه برد؛ در پیوند با دانشهایی مانند هندسه، نورشناسی و کیمیا بر بنیانهای استوار ریخته شد، و با راه یافتن به درون دربارها، نقش تعلیمی خود را گسترش داد.این ویژگیها، به جایابی نقاشی در میان شاخههای دانشها و هنرها منجر شد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| إحصاء العلوم؛ تمدن اسلامی؛ طبقهبندی علوم؛ محاکات؛ نقاشی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 712 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 470 |
||