وجوه تعاملی سوژه و ژست در سهگانۀ بکت | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| مقاله 13، دوره 30، شماره 2، مهر 1404، صفحه 511-541 اصل مقاله (681.09 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2024.384214.2579 | ||
| نویسندگان | ||
| اکرم صفی خانی؛ ابراهیم کنعانی* ؛ امید وحدانی فر | ||
| گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران | ||
| چکیده | ||
| سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطۀ تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه بهتأثیر از ژست دچار استحاله میشود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش میکند. مسئلۀ اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوههای تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت میتوان پیجویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزندۀ او مایه میگیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سهگانۀ بکت واکاوی میشود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان میگردد. استحالۀ سوژه بهمیانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سهگانۀ بکت، فقدان ژست، سوژههای بکتی را بیچهره و مستهلک میکند که حتّی به ماقبل سوژگی میرسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژۀ بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز میزند و به سوژگی نمیرسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را میزُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم میزند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فروپاشیده، از هم گسیخته و بهغایتِ تودگی میرسد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ژست؛ سوژه؛ صیرورت سوژه؛ سوژۀ افولی؛ سهگانۀ بکت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 740 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 486 |
||