تحلیل مضمون و بررسی روندهای تحولی بازنمایی مفهومی خدا در نقاشیهای دختران ایرانی پایههای اول تا سوم ابتدایی | ||
| فصلنامه پژوهشهای کاربردی روانشناختی | ||
| مقاله 8، دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 113-128 اصل مقاله (1.07 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/japr.2025.394604.645237 | ||
| نویسندگان | ||
| ریحانه نوری نژاد1؛ افضل السادات حسینی* 2 | ||
| 1گروه روانشناسیتربیتی، دانشکدۀ روانشناسی و علومتربیتی، دانشگاه تهران،تهران، ایران. | ||
| 2استاد، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکدۀ روانشناسی و علومتربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| این پژوهش با هدف بررسی بازنماییهای بصری از مفهوم خداوند در نقاشیهای دختران ایرانی پایۀ اول تا سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر تهران انجام گرفت. ابتدا با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، درمجموع ۲۴۶ نقاشی گردآوری و بهصورت کیفی بررسی شدند. سپس برای تحلیل کمی رنگهای غالب در نقاشیها، از زبان برنامهنویسی پایتون استفاده شد. پردازش تصاویر با کتابخانۀ اوپنسیوی، خوشهبندی رنگها با الگوریتم کیمینز از کتابخانۀ سایکیتلرن و ترسیم پالتهای رنگی با متپلاتلیب و سیبورن انجام گرفت. همچنین از مدل ازپیشآموزشدیدۀ مدل رزنت ۵۰ (شبکۀ عصبی عمیق) برای استخراج ویژگیهای بصری پیشرفته بهره گرفته شد تا تحلیلهای عمیقتر و دقیقتری فراهم آید. یافتهها نشان داد کودکان در بازنمایی خداوند، از نمادهایی مانند نور، ابر، چهرۀ انسانی، فرشته و عناصر طبیعی بهره میگیرند که بازتابی از باورهای دینی، تجربۀ زیسته و زمینۀ فرهنگی آنان است. در پایههای پایینتر، تصویرسازیها بیشتر عینی و انسانوار است و در پایههای بالاتر، بازنماییها نمادینتر، انتزاعیتر و پیچیدهتر میشود. رنگهای احساسی و نمادهای عاطفی در نقاشیها حضور پررنگی دارند که نشاندهندۀ نقش پایدار مؤلفههای عاطفی در تجربۀ دینی کودکان است. این پژوهش ضمن تأکید بر زمینۀ فرهنگی ایرانی، افقهای نوینی برای مطالعات تطبیقی در جوامع غیرغربی میگشاید و بر لزوم بازنگری در مدلهای صرفاً شناختمحور تأکید میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بازنمایی خدا؛ تحلیل مضمون؛ تحول دینی؛ رشد شناختی؛ نقاشی کودکان. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 530 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 319 |
||