دریاهای مینوی در فلسفۀ ایرانشهری و عرفان اسلامی | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 2، دوره 23، شماره 1 - شماره پیاپی 44، آذر 1404، صفحه 13-44 اصل مقاله (1.42 M) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2025.396476.1006899 | ||
| نویسنده | ||
| نصرالله پورجوادی* | ||
| استاد | ||
| چکیده | ||
| ابوریحان بیرونی در کتاب الصیدنه وقتی میخواهد ضعف زبان پارسی را در مقایسه با زبان تازی یادآور شود میگوید که زبان پارسی صرفاً به درد قصه گوییهای شبانه و داستانسرایی کردن برای پادشاهان میخورد، و نه برای طرح مباحث و مسائل دقیق علمی و فلسفی. یکی از زندهترین و پرتحرّکترین تعبیرات اشاری که هم در زبان پارسی میانه و هم در دورۀ جدید در میان فلاسفه و عرفای ایرانی رایج بوده است تعبیر «دریا» است. این نام که در زبان پارسی معمولی به معنای شناخته شده بهکار میرفته، نزد حکما و عرفای ایرانی برای اشاره به چیزهای مینوی و صفات اهورائی وهمچنین ضدّ آنها یعنی صفات اهریمنی به کار رفته است. البته در دورۀ پیش از اسلام، حکمای ایرانی دریا را برای نامیدن کلیّاتی که در عالم مینو وجود دارند و افلاطون و افلاطونیان آنها را مثل مینامند بهکار میبردهاند و در دورۀ اسلامی عرفای ما عمدتاَ آن را برای اشاره به صفات الهی یا حالات و مقامات نفسانی و کمالات و رذائل اخلاقی در نظر گرفتهاند. در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، ابتدا سعی خواهیم کرد معنایی را که در زبان پارسی میانه، بهخصوص در کتاب دینکرد ششم برای «دریا» در نظر داشتهاند بررسی کنیم و سپس کارکرد این کلمه را در آثار و سخنان عرفای پارسی زبان، از بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی گرفته تا نویسندگان و شعرایی چون رشیدالدین میبدی و فریدالدین عطار بررسی نماییم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دریا؛ کلیات؛ دینکرد؛ عالم مینو؛ مثل | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 394 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 179 |
||