ناسیونالیسم ایرانی و مدرنیسم غربی در آغازین دهههای قرن چهاردهم شمسی | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 11، دوره 23، شماره 1 - شماره پیاپی 44، آذر 1404، صفحه 199-219 اصل مقاله (1.26 M) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2025.399010.1006926 | ||
| نویسنده | ||
| رضا ماحوزی* | ||
| دانشیار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| اگرچه برخی از مورخان و محقّقان حکایت آشنایی ایرانیان با فلسفههای مدرن را به دورۀ ناصری و آشنایی فرنگرفتگان با آن فلسفهها و گفتوگوی محصلان و استادان مدارس ایرانی اعم از مدرسۀ دارالفنون و مدرسۀ سیاسی و مدرسۀ سپهسالار و مدرسۀ مروی و غیره با برخی از فلسفهدانهای اروپایی نسبت میدهند و در این گفتوگوها از مکاتب و مباحث فلسفۀ اروپایی یاد شده است، اما واقع آن است که بهصورت مشخص، این فلسفهها بیش از ادوار قبل، در جنبش اجتماعی معطوف به ناسیونالیسم ایرانی دورۀ احمدشاهی و رضاشاهی مورد توجه ایرانیان قرار گرفتند و خط و خطوط سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی روزگار خود را تحت تأثیر قرار دادند. اما پرسش آن است که ناسیونالیسم ایرانی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، چه ارتباطی با مدرنیسم و فلسفههای مدرن دارد و از همه مهمتر، این همراهی، به صورت عینی خود را در کدام مصادیق به نمایش گذاشته است؟ این نوشتار درصدد است پاسخ به این پرسش را در ذیل دو کلان روایت «دولت- ملت ایرانی» و «مدرنیتۀ ایرانی» که هر دو جلوههایی از ناسیونالیسم ایرانی در بازه زمانی فوق هستند، ارائه دهد؛ دو روایتی که به مدرنیسم و فلسفههای جدید غربی نیز پیوند خورده است. این بازخوانی، خود بخشی از ایرانشناسی فلسفی برای فهم چرایی و چیستی سازمانها و سیاستهای اعمال شده در دورۀ معاصر این سرزمین نیز هست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ناسیونالیسم؛ مدرنیسم؛ قاجار؛ پهلوی؛ فلسفههای مدرن؛ آموزش؛ تحولات فرهنگی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 350 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 166 |
||