سرشت و سرانجام پدیدۀ دؤنوک در قرهباغ عصر صفوی (۹۹۶–۱۰۱۴ق) | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| مقاله 6، دوره 18، شماره 2 - شماره پیاپی 37، بهمن 1404، صفحه 119-142 اصل مقاله (1017.16 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2026.393905.450319 | ||
| نویسندگان | ||
| گودرز رشتیانی1؛ سینا حسین پور اصل* 2 | ||
| 1استادیار، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2دانشجوی دکتری تاریخ ایران پس از اسلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| بهدنبال سقوط برخی ولایتهای شمال غرب در طول جنگهای ایران و عثمانی (۹۸۶–۹۹۹ق)، مسئلۀ تابعیت و امکان تداوم سکونت برای ساکنان این مناطق به چالشی مهم تبدیل شد. در این میان، شماری از ایلهای قرهباغ برای حفظ جان و اموال خود به تابعیت عثمانیها درآمدند؛ اقدامی که در تاریخنگاری دوران صفوی با عنوان «دؤنوک» از آن یاد شده است. این مفهوم، بهویژه پس از بازپسگیری منطقه بهوسیلۀ صفویان در سال ۱۰۱۴ق، جایگاه ویژهای یافت و با روایتهایی از مجازاتهای سخت مانند قتل عام، کوچ اجباری و مصادرۀ اموال همراه شد. برخی منابع رسمی که از بستر جغرافیایی یا زمانی رویداد فاصله داشتند، تصویری سادهانگارانه، قاطع و بیشتر گنگ از سرنوشت دؤنوکها ارائه داده و آنان را خائنانی قطعی دانستهاند. در برابر، بررسی منابع محلی و نزدیک به بافت اجتماعی منطقه نشان میدهد که پدیدۀ دؤنوک نه رفتاری یکدست و خیانتآمیز، بلکه کنشی پیچیده و چندلایه بوده است. برخی دؤنوکها از سر نارضایتی، ملاحظههای سیاسی یا فقط برای بقا، چنین تصمیمی گرفتند. یافتههای این نوشتار نشان میدهد که برخورد صفویان نیز با این گروهها یکدست نبوده و از شدت تا مدارا متفاوت بوده است. بنابراین دؤنوک را باید پدیدهای تاریخی با ابعاد متنوع و انگیزههای متکثر دانست، نه فقط نشانهای از خیانت. «دؤنوک» پدیدهای چندوجهی است که در بستر پیچیدهای از ناامنی، بحران رهبری و فشارهای زیستمحیطی و اجتماعی شکل گرفت و واکنش ایلها به آن، نه لزوماً خیانت، بلکه تلاشی برای بقا و بازتعریف موقعیت خویش در میان دو قدرت بزرگ زمانه بود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تاریخ اجتماعی؛ دؤنوک؛ صفویه؛ عثمانی؛ قرهباغ | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 680 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 554 |
||