پارمنیدس افلاطون: بنیادگذاری منطقی متکسیس در دیالکتیک واحد و کثیر | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 6، دوره 23، شماره 2 - شماره پیاپی 45، بهمن 1404، صفحه 123-149 اصل مقاله (1.08 M) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2025.389680.1006882 | ||
| نویسندگان | ||
| امیر صمصامی* 1؛ علی اصغر مصلح2 | ||
| 1دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی. | ||
| 2استاد گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| محاورة پارمنیدس اساساً درصدد رد یا حتی بازنگری و تصحیح جزمهای پیشنهادهشده دربارة فرض ایدهها نیست، بلکه برآن است تا آن جزمها را با بنیادگذاریِ منطقی-مفهومی به سطح دانش حقیقی نزدیک سازد. بر همین مبنا، نگارنده در این مقاله میکوشد تا نشان دهد مسئلة بهرهمندی (μέθεξις) که نقطة کانونی انتقادات وارده به آموزه ایدهها در بخش اول محاورة پارمنیدس است، در پرتو بررسی دیالکتیکی فرض واحد در بخش دوم محاوره و لحاظ کردن حیثیت در نسبت با غیر آن (کثیر)، بنیاد منطقی خود را احراز میکند؛ چرا که مسئلة نسبت واحد و کثیر خود به منزلة صورت کلی و منطقی نسبت میان ایده و افراد بهرهمند از ایده است. از این رو بررسی خواهیم کرد که افلاطون چگونه با نشان دادن اندیشهناپذیری و تناقضآمیز بودن فینفسگی و جدایی مطلق واحد از افراد کثیر تحت شمول آن، دیالکتیک واحد و کثیر را به منزلة آشکارکنندة ضرورت نسبتمندی درونی مفهوم واحد در کار میآورد. در نتیجه، بر این مبناست که مسئلة حضور ایده (παρουσία) در افراد و نیز بهرهمندی افراد (μέθεξις) از ایده در سطح مفهومی-منطقی تبیین قابل دفاعی به دست خواهد آورد و میتوان آن را موضع روشن و مشخص افلاطون در برابر انتقادات وارد بر ابهام نسبت بهرهمندی در آموزة ایدهها تلقی کرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پارمنیدس؛ افلاطون؛ ایده؛ دیالکتیک؛ متکسیس؛ نسبتمندی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 465 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 333 |
||