دیاپوز و تنظیم آن با سیگنالدهی اندوکرین در حشرات: از محرکهای محیطی تا پیامدهای مدیریتی در گیاهپزشکی | ||
| دانش گیاهپزشکی ایران | ||
| دوره 56، شماره 1، تیر 1404، صفحه 1-23 اصل مقاله (1.53 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijpps.2026.409902.1007105 | ||
| نویسندگان | ||
| اعظم امیری1؛ علیرضا بندانی* 2 | ||
| 1دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، گروه مهندسی فضای سبز، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران | ||
| 2گروه گیاهپزشکی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران | ||
| چکیده | ||
| دیاپوز یکی از مهمترین راهبردهای تاریخچهزیستی فصلی در حشرات است که امکان عبور از دورههای قابلپیشبینی نامساعد (مانند سرمای زمستان، خشکی تابستان یا کمبود میزبان) را از طریق توقف رشدی و/یا سرکوب تولیدمثلِ ازپیشبرنامهریزیشده و تحت کنترل هورمونی فراهم میکند. این پدیده «یک مکث ساده» نیست، بلکه فرایندی مرحلهمند شامل القا، آمادهسازی، آغاز، نگهداشت، خاتمه و در بسیاری موارد کمون پسادیاپوزی است که با بازآرایی عمیق متابولیک، بودجهبندی انرژی و افزایش تحمل تنش همراه میشود. تصمیم برای ورود، تداوم یا خروج از دیاپوز عمدتاً به نشانههای محیطیِ قابلاعتماد—بهویژه فتوپریود و سپس دما—وابسته است و در برخی سامانهها عوامل تغذیهای و رطوبتی آن را تعدیل میکنند. این ورودیها از طریق شبکههای عصبی–اندوکرین و محورهای کلیدی هورمون جوانی، اکدیستروئیدها و مسیر انسولین/شبهانسولین به تغییرات پایدار فیزیولوژیک ترجمه میشوند و تخصیص منابع را از رشد و تولیدمثل به ذخیرهسازی، نگهداشت و بقا سوق میدهند. همچنین بر ضرورت تمایز دیاپوز از کوایسنس و پرهیز از خلط آن با «کمون پسادیاپوزی» تأکید میشود، زیرا این تمایز مستقیماً بر تفسیر دادهها و پیشبینی زمان ظهور اثر دارد. از منظر گیاهپزشکی و مدیریت تلفیقی آفات، دیاپوز زمانبندی ظهور مراحل خسارتزا و پنجرههای حساسیت به اعمال روشهای کنترلی را تعیین میکند؛ بنابراین مدلهای فنولوژیِ آگاه از دیاپوز و تلفیق آنها با پایش میدانی میتواند زمانبندی مداخلات کنترلی را دقیقتر و در شرایط تغییر اقلیم، تصمیمگیری مدیریتی را واقعگرایانهتر سازد.. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دیاپوز؛ فوتوپریود؛ ترموپریود؛ تنظیم اندوکرین؛ مدیریت آفات | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 229 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 227 |
||