خوانشی صدرایی از نقش «خیال» بهمثابۀ «امر واسط» در مواجهه با گسست سوژه و ابژه و بحران معنای ناشی از آن، از دکارت تا نیچه | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| مقاله 2، دوره 16، شماره 1، بهار 1405، صفحه 11-31 اصل مقاله (1.4 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2025.404095.1833 | ||
| نویسندگان | ||
| حسین کچوئیان* 1؛ حمید پارسانیا2؛ فاطمه فلاح نژاد تفتی3 | ||
| 1دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2استاد گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 3دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| گسست میان سوژه و ابژه یکی از مسائل بنیادین فلسفۀ مدرن است که با اندیشۀ دکارت آغاز و در ادامه، در ایدئالیسم آلمانی و پدیدارشناسی به اشکال گوناگون بازتولید شد. در این سنت، نقش خیال یا بهکلی حذف شده یا به مرتبهای فروکاسته تقلیل یافته است؛ امری که درنهایت زمینهساز بروز بحران معنا و نیهیلیسم در جهان مدرن شد. در مقابل، ملاصدرا با تبیین جایگاه خیال بهمثابۀ امری واسط، نهتنها در ساحت معرفتشناسی، بلکه در ساحت هستیشناسی، امکان عبور از این بحران را فراهم میسازد. در حکمت متعالیه، خیال در دو معنای «خیال متصل» و «خیال منفصل» بهکار میرود که از یک سو پیوند میان «عالم ماده» و «عالم عقل» و از سوی دیگر ارتباط میان ادراک «جزئی» و «کلی» را برقرار میکند. این مقاله نشان میدهد تطور معنای خیال و نحوۀ مواجهه با آن در سنت مدرن و حکمت متعالیه چگونه بر مسئلۀ بحران معنا اثر میگذارد و بازاندیشی جایگاه خیال در نظام فلسفی ملاصدرا چگونه میتواند با تأکید بر امور جزئی و انضمامی، چشماندازی تازه برای برونرفت از این بحران فراهم آورد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بحران معنا؛ حکمت متعالیه؛ خیال متصل؛ خیال منفصل؛ فلسفۀ مدرن؛ گسست سوژه و ابژه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 368 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 298 |
||