کانون و تبعید در ادبیات تطبیقی؛ درآمدی بر نقش تاریخی کانونهای ادبی معاصر جهان در تحولات ادبی ایران | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| دوره 31، شماره 1، بهار 1405، صفحه 79-98 اصل مقاله (897.27 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2025.399190.2690 | ||
| نویسنده | ||
| ابراهیم محمدی* | ||
| گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران | ||
| چکیده | ||
| این جستار که درآمدگونهای است بر بیان اهمیت «کانون» در ادبیات تطبیقی و تبیین نقش کانونهای ادبی معاصر جهان در تحولات ادبی ایران، نخست برپایه دیدگاه محمدرضا شفیعیکدکنی درباره «شبکهـ مرکز»، دیدگاه کازانووا درباره «پایتخت جمهوری جهانی ادبیات» و دیدگاه بیوگارد و اکشتاین درباره «شهر همهصدایی»، از کانون ادبی تعریفی به دست میدهد، آنگاه نمونهوار، به نقش کانونهای ادبی قفقاز، استانبول و برلین در رویدادهای ادبی ایران اشاره میکند. در چهارچوب نظری این پژوهش، کانون معمولاً مکانفضایی است که تعین فرهنگی-ادبی، توان سیاسیـ اقتصادی و قدرت جذب دارد و میتواند هر قابل جذبی را بهسوی خود بکشد، در خود بپذیرد و ببالاند و خود نیز ببالد. کانون گاه «شهرِ همهصدایی» است؛ یعنی «دموکراسی گفتمانی» دارد و به هر صاحب سخن، ایده و اندیشهای، امکان روایتگری و آفرینش میدهد. حاصل سخن اینکه: 1. کانونهای ادبی در شکلگیری تعاملات ادبی و درنتیجه در مطالعات تطبیقی مهماند، 2. کانون، گاه خاستگاه و عامل پیدایش پدیدهها، جریانها و تحولات ادبی شاخص است، 3. کانونهای ادبی معاصر جهان و ایرانیان تبعیدی در آن، در ورود آثار و انواع ادبی غرب مدرن به ایران، نیز در فراهمسازی زمینه تأثیرپذیری ادبیات ایران از ادبیات جهان و ازجمله در پیدایش نمایش و داستان مدرن ایران، رونق ترجمه و تأثیر آن بر آفرینش ادبی، نقش داشتهاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| استانبول؛ انسان ترجمهشده؛ تبعید؛ دستورنویسی فارسی؛ قفقاز؛ کانون؛ نمایش و داستان مدرن ایرانی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 330 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 232 |
||