شرقشناسی در بوتۀ نقد: روایت غربیان از ایران دورۀ قاجار | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| دوره 56، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 430-403 اصل مقاله (536.82 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2026.396531.1008378 | ||
| نویسندگان | ||
| نوذر خلیلطهماسبی* 1؛ شهرام یوسفیفر2 | ||
| 1دانشآموختۀ دکتری علوم سیاسی و پژوهشگر پسادکتری، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی و دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2استاد، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| در این پژوهش بر بازخوانی نقادانۀ نظریۀ شرقشناسی تأمل میکنیم. نظریۀ شرقشناسی ادوارد سعید با تکیه بر برخی مضامین و صورتبندی دوگانهانگارانه میان شرق و غرب از منظر تلاش یکی برای سلطه بر دیگری، پژوهشها و دیدگاههای متعددی را به خود معطوف کرده است. پرسشی که بر آن درنگ میشود بدین ترتیب است که دشواری نظریۀ شرقشناسی چیست و روایت غربیان از ایران دورۀ قاجار، بهعنوان آغازگاه رویارویی فکری جدی میان ایران و غرب، تا چه حد با دعاوی این نظریه همخوانی دارد؟ واکاوی این پرسش مستلزم بررسی نظری و مطالعۀ تاریخی است تا بتوان با اتکا به نقد نظری و مطالعۀ موردی تاریخی، خوانشی نقادانه از شرقشناسی داشته باشیم. بدینسان، ضمن در پیش نهادن روش تحلیل مضمون برای تفسیر نظری و نقادی تاریخی، در دو بخش پیشینه و مبانی نظری، نقدها و ملاحظاتی بر شرقشناسی روا داشته میشود و در بخش تاریخ، با مبنا قرار دادن روایت غربیان از ایران دورۀ قاجاریه، بهعنوان نمونۀ مهمی از جهان شرق، روایتی تحلیلی و تاریخینگر از کاستیهای شرقشناسی مطرح میشود. همچنین برای گام نهادن در چارچوب پژوهشی منسجم، میتوان این فرض را مبنا قرار داد که وارسی نقادانۀ نظریۀ شرقشناسی ادوارد سعید چنین مینماید که او تفسیری غیرتاریخی، کلیگرا و تعمیمی دربارۀ رویارویی غرب و شرق دارد و روایت غربیان از ایران دورۀ قاجاریه، بهمثابۀ کهنسرزمین جهان شرق، در موارد بسیاری باژگونۀ دعاوی شرقشناسی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| منش ملی؛ سیاست ایرانی؛ شرقشناسی؛ استبداد سیاسی؛ مستشرقان غربی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 616 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 166 |
||