تحول مفهوم دولت مستقل در حکمت سیاسی اسلامی: از خودکفایی ارگانیک تا تمدنسازی مقاومتبنیاد | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| دوره 56، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 488-461 اصل مقاله (567.45 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2026.398674.1008389 | ||
| نویسنده | ||
| هادی شجاعی* | ||
| استادیار گروه علوم سیاسی، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، قم، ایران. | ||
| چکیده | ||
| دولت مستقل بهعنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم فلسفة سیاسی، همواره در تقاطع مباحث نظری و چالشهای عملی قرار داشته است. این مقاله با بررسی سیر تحول مفهوم دولت مستقل در تاریخ حکمت سیاسی اسلامی، به تحلیل جایگاه آن بهمثابة یک مسئلة فلسفی-سیاسی میپردازد. ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی میشود که استقلال، بهرغم اهمیت بنیادینش در شکلگیری هویت سیاسی جوامع اسلامی، کمتر بهصورت نظاممند در چارچوب حکمت سیاسی اسلامی بررسی شده است. پرسش اصلی این است که چگونه مفهوم دولت مستقل در تاریخ حکمت سیاسی به مسئلهای فلسفی-سیاسی تبدیل شده و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ با روش تحلیلی-تأویلی و با تکیه بر منابع دستاول حکمت سیاسی اسلامی، یافتههای پژوهش نشان میدهد که استقلال در دو دورة پیشامعاصر و معاصر از «خودکفایی درونی» به «مقاومت در برابر استعمار» و سپس به «اساس تمدنسازی اسلامی» تحول یافته است. در دورة کلاسیک، استقلال بیشتر در قالب خودکفایی مدینة فاضله مطرح بود؛ در دوران معاصر، تحت تأثیر فراگیری استعمار، به مفهومی چندبعدی (فرهنگی، سیاسی و اقتصادی) تبدیل شد و در نهایت، در گفتمان انقلاب اسلامی، به رکنی اساسی در تمدنسازی اسلامی ارتقا یافت. این تحقیق نشان میدهد که استقلال در حکمت سیاسی اسلامی نه صرفاً یک وضعیت سیاسی، بلکه ارزشی توحیدی و هویتی است که با عزت، عدالت و خودباوری پیوند خورده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحول؛ استقلال؛ دولت؛ حکمت سیاسی اسلامی؛ خودکفایی ارگانیک؛ تمدنسازی مقاومتبنیاد | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 196 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 125 |
||