منطق تغییر و تداوم سیاست همسایگی افغانستان در برابر ایران | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| مقاله 4، دوره 19، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 64-91 اصل مقاله (1020.59 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2026.409016.450390 | ||
| نویسندگان | ||
| محسن اسلامی* 1؛ امان الله واکمن2 | ||
| 1دانشیار، گروه روابط بینالملل، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. | ||
| 2دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| موقعیت ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک ایران و مسیر اتصال افغانستان از مسیر بندر چابهار به هند، جایگاه ایران را میان همسایگان افغانستان برجسته کرده است، اما مانع تغییر و تداوم سیاست همسایگی افغانستان در برابر ایران نشده است. در این نوشتار با هدف تبیین منطق تغییر و تداوم سیاست همسایگی افغانستان در برابر ایران، تحلیل تطبیقی دورۀ جمهوری و دورۀ دوم امارت اسلامی را ارائه میدهیم. پرسش اصلی این است که سیاست همسایگی افغانستان در این دو دوره چه تغییرها و تداومی داشته و از چه منطقی پیروی کرده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح میشود که در دورۀ حامد کرزی سیاست همسایگی افغانستان در برابر ایران، تفاهمیتعاملی مبتنی بر مذاکره و گسترش روابط اقتصادی بوده است. در دورۀ محمد اشرف غنی، تعاملیرقابتی متکی بر توسعۀ روابط اقتصادی و رقابت فرهنگی، سیاسی و امنیتی بوده است. در دورۀ دوم امارت اسلامی، تعاملیتقابلی، در حوزۀ اقتصادیتجاری تعاملی و در مسائل مرزی و فرهنگی ایدئولوژیک تقابلی بوده است. تغییر و تداوم این سیاست در تأثیر پویاییهای سیاست داخلی، نیروهای سیاسی حاکم، روابط دوجانبه و نظام بینالملل بوده است. این نوشتار با استفاده از روش کیفی مبتنی بر تحلیل تطبیقیتبیینی، دادههای اسنادی و تحلیل گفتمان انجام شده است. یافتههای نوشتار نشان میدهد که هر دوره در تعامل با ایران ویژگیهای متمایزی دارد و متغیرهای داخلی و بینالمللی در شکلگیری منطق رفتاری نقش تعیینکنندهای داشتهاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| امارت اسلامی؛ جمهوری؛ سیاست همسایگی؛ ایران؛ افغانستان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 247 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 314 |
||