ارزیابی پویای آسیبپذیری آبخوان دشت قزوین با بهرهگیری از عملگرهای فضایی غیرجبرانی | ||
| مدیریت آب و آبیاری | ||
| دوره 16، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 303-323 اصل مقاله (1.67 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwim.2026.413293.1300 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا تجسسی؛ نیما مقدم؛ افشین اشرفزاده* | ||
| گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران. | ||
| چکیده | ||
| مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه در قطبهای کشاورزی نظیر دشت قزوین، با چالش اثرات همافزای برداشتهای بیرویه و تخریب هیدروشیمیایی روبروست. مدلهای سنتی ارزیابی آسیبپذیری که عمدتاً بر عملگرهای جبرانی (مانند ترکیب وزنی خطی) استوارند، به دلیل میانگینگیری شرایط نامناسب در یک متغیر و شرایط مطلوب در متغیر دیگر، تمایل به پنهانسازی نقاط بحرانی دارند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جدید و غیرجبرانی، ریسک تجمعی آبخوان دشت قزوین را در یک بازه زمانی ۲۱ ساله (۱۳۸۰ تا ۱۴۰۱) ارزیابی کرده است. در این رویکرد، با تلفیق دادههای بلندمدت پیزومتری و پارامترهای هیدروشیمیایی و استفاده از عملگرهای فضایی غیرجبرانی (بهویژه عملگر حاصلضرب فضایی)، اطمینان حاصل شد که مناطقی که همزمان از افت شدید کمیت و کیفیت آب رنج میبرند، به عنوان کانونهای بحرانی مطلق شناسایی شوند. نتایج تحلیلهای مکانی-زمانی نشاندهنده یک تغییر رژیم قابل توجه در رفتار هیدرودینامیکی و هیدروشیمیایی آبخوان است که طی آن، آبخوان از پایداری نسبی به تنش مزمن دچار شده است. پیشروی تهاجمی زونهای پرخطر از حاشیههای شرقی و جنوبشرقی به سمت مرکز و غرب دشت مشاهده شد و یک نقطه عطف بحرانی در سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱ شناسایی گردید که در آن مساحت مناطق پرخطر از حدود ۳۰ درصد به بیش از ۵۰ درصد کل ناحیه رسید. تا سال ۱۴۰۱، بیش از ۶۵ درصد از آبخوان تحت تنش بحرانی و حدود ۵/۴۲ درصد در وضعیت پرخطر قرار داشت. مدل غیرجبرانی توانست هستههای بحرانی پنهانی را در مرکز دشت آشکار کند که روشهای سنتی به اشتباه آنها را | ||
| کلیدواژهها | ||
| آسیبپذیری آبخوان؛ تحلیل مکانی-زمانی؛ دشت قزوین؛ ریسک همافزا؛ عملگرهای غیرجبرانی؛ GIS | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 154 |
||