کاربست نظریه جهان های زیر شمول پل ورث در خوانش متون داستانی؛ مطالعه موردی: رمان سارق العمامه | ||
| دوفصلنامۀ جامعهشناسی هنر و ادبیات | ||
| دوره 17، شماره 2، خرداد 1405، صفحه 167-182 اصل مقاله (758.8 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsal.2026.393305.666384 | ||
| نویسندگان | ||
| حمید متولی زاده نائینی* 1؛ حسین الیاسی مفرد2 | ||
| 1استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. | ||
| 2استاد یار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، | ||
| چکیده | ||
| علوم شناختی در دوره معاصر پیشرفت قابل توجهی داشته و تکثرگرایی و پلورالیسم به عنوان دستآوردی از پستمدرنیسم توسعه یافتهاند. فصل مشترک علوم شناختی و پسانوگرایی، اعتقاد به وجود چندین جهان به جای یک جهان است. نظریه «جهان متن» از پل ورث (1999) یکی از رویکردهای مهم این حوزه است. ورث با ناکارآمد دانستن بسیاری از نظریههای نقدی، بهویژه نظریههای ساختگرا، الگوی جهانهای متن را پیشنهاد میکند. او معتقد است که کارآمدی نقد ادبی زمانی مشخص میشود که از سطوح ظاهری جهان متن عبور کند و خواننده را به عمق فضاهای ذهنی متون راهنمایی کند. این نظریه روشی برای کاوش در ابعاد مختلف معنایی متن از طریق تمرکز بر ذهنیات و بازنمایی آنها فراهم میآورد. در این نظریه، «جهانهای زیرشمول» به وجود چندین جهان به جای یک جهان اشاره دارد و به درونگیری جهانهای فرعی در جهان اصلی برای القای اهداف شناختی و زیباشناختی توجه میکند. پل ورث تأکید میکند که نقد ادبی باید از سطوح ظاهری زبان عبور کرده و به عمق ذهنیت شخصیتها و جهان فکری آنها بپردازد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و نظریه «پل ورث»، به بررسی رمان «سارق العمامة» اثر شهید الحلفی میپردازد. نتایج نشان میدهند که نویسنده برای بیان احتمالات، باورها و تأکید بر اندیشه دینی هنجارگریزانه، به کاربرد جهان زیرشمول پرداخته است. همچنین، وجه نگرشی این جهانها تأثیر بیشتری دارد. موقعیت کلامی و تعاملی شخصیتها به بیان ذهنیتها و نگرشهای شخصیت اصلی به عنوان فردی نابهنجار و دینگریز کمک میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پل ورث؛ جهان متن؛ سارق العمامة؛ جهانزیرشمول؛ شهید الحلفی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 86 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 98 |
||