تجویز در سیاستگذاری خارجی از منظر هانس جی. مورگنتا | ||
| سیاستگذاری عمومی | ||
| دوره 12، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 183-202 اصل مقاله (1.28 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jppolicy.2026.107810 | ||
| نویسنده | ||
| حمیرا مشیرزاده* | ||
| استاد روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هنگامی که از واقعگرایی در روابط بینالملل سخن میگوییم، با توجه به اینکه همیشه از توجه این نظریه به قدرت، جنگ و تعارض در روابط بینالملل سخن میرود، بسیاری از دانشجویان و دانشپژوهان روابط بینالملل فرض را بر این میگذارند که اولاً واقعگرایی به عنوان نظریهای تبیینی قاعدتاً نباید به تجویز سیاست خارجی بپردازد و ثانیاً اگر هم بخواهد از مبانی تبیینی به تجویز برسد، سیاست خارجی واقعگرا به معنای سیاست تهاجمی، تعارضگرایانه، قدرتطلبانه و گسترشجویانه است. در مقابل، هانس مورگنتا واقعگرای بنام کلاسیک، مواضعی بعضاً نقادانه و کاملاً تجویزی در مورد سیاست خارجی (به ویژه سیاست خارجی ایالات متحد) داشت و نسبت به سیاستهای گسترشطلبانه و تهاجمی همواره موضعی انتقادی میگرفت. پرسشی که در اینجا مد نظر قرار میگیرد این است که چگونه مبانی فرانظری و نظری واقعگرایی کلاسیک مورگنتایی، تجویز سیاستهایی میانهروانه را امکانپذیر میسازد؟ این مقاله بر آن است که با روشنساختن مبانی صلحگرایانه، موضع اخلاقی معطوف به پیامد و نگاه مورگنتا به دانش نظری، به جایگاه مفهوم محوری خردمندی ملاحظهکارانه به عنوان موضع اصلی او در حوزه سیاستگذاری خارجی به محورهای تجویزی مشخصی برسد. مبنای مفهومی بحث را چارچوب حکمت عملی یا فرونسیس تشکیل میدهد و از روش تحلیل متن برای یافتن و فهم مواضع مورگنتا استفاده میشود. نتیجه اصلی این است که واقعگرایی مورگنتایی دچار تناقض درونی نیست بلکه خوانش سادهپندارانه و نادرست و/یا مصادره به مطلوب آن باعث عدم توجه یا اهمیت ندادن یا سردرگمی در میان برخی مخاطبان این مکتب شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واقعگرایی کلاسیک؛ هانس مورگنتا؛ سیاستگذاری خارجی؛ ملاحظهکاری؛ نظریه تجویزی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 374 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 143 |
||