مسأله آکادمی در ایران؛ مطالعهای در باب نسبت مکتب فلسفی تهران و دانشگاه تهران | ||
| بررسی مسائل اجتماعی ایران | ||
| دوره 17، شماره 1، مرداد 1405، صفحه 101-126 اصل مقاله (585.82 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijsp.2026.413643.671385 | ||
| نویسندگان | ||
| علی فتوتیان* 1؛ محمد پویا جمالی تبار2 | ||
| 1استادیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف این مقاله بازاندیشی به مسئله آکادمی در ایران، از خلال نسبت میان تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۳ شمسی) و مکتب فلسفی تهران بهعنوان سنتی زنده در فلسفه است. بخشی از این بازاندیشی نقد روایت مسلط «گسست معرفتی» است. چارچوب نظری پژوهش با تلفیق لایهبندی نهادی و پدیدارشناسی (گیلسپای، لیوتار) صورتبندی شده و مفاهیمی چون «تنش»، «دوگانگی نهادی»، «زیستجهان» و «زمانهای چندگانه» (کوزلک) را به کار میگیرد. روش پژوهش کیفی-تاریخی با رویکرد پدیدارشناختی-هرمنیوتیکی است؛ دادهها از اسناد تاریخی تأسیس دانشگاه، متون فلسفی مکتب تهران (بهویژه «لمعات الهیه» و «بدایعالحکم») و برنامههای درسی دانشکده معقول و منقول گردآوری شدهاند. مهمترین یافتهها نشان میدهد: اولاً، سنت فلسفی مکتب تهران در آستانه تأسیس دانشگاه از پویایی درونی و انعطاف تعاملی برخوردار بوده و متنهایی به زبان فارسی تولید کرده که نشاندهنده ظرفیت گفتوگو با پرسشهای نوظهور است. ثانیاً، دانشگاه تهران نه یک گسست مطلق، بلکه محصول فرایند «لایهبندی نهادی» و ادغام نهادهای پیشین (از جمله مدرسه عالی سپهسالار) است. ثالثاً، همزیستی دو منطق نهادی مدرسه (اقتدار سنتی) و دانشگاه (اقتدار عقلانی-قانونی) به دوگانگی نهادی و تنشی مولد انجامیده که در کنش شخصیتهایی چون میرزا مهدی آشتیانی و محمدعلی فروغی تجسم یافته است و میتواند تا همین امروز نیز تداوم یافته باشد. مقاله نتیجه میگیرد که نسبت میان دانشگاه و سنت فلسفی را باید در افق «تداوم در عین دگردیسی/بازآرایی» بازفهمید. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مکتب فلسفی تهران؛ دانشگاه تهران؛ گسست معرفتی؛ نهاد؛ زیست جهان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 63 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2 |
||