واکاوی پدیدارشناختی الگوی تفرد در دیوان حافظ (از انفراد غریبانه تا فردیت وحدتیافته) | ||
| ادب فارسی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 تیر 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpl.2026.410840.2370 | ||
| نویسندگان | ||
| نسترن کاتبی* ؛ محمود فضیلت؛ عبدالرضا سیف | ||
| دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| در دیوان حافظ،غربت بهعنوان یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی، حضوری پررنگ، چندلایه و پیچیده دارد. چنین به نظر می رسد، مفهوم غربت در دیوان حافظ، فراتر از یک بن مایه ادبی یا عاطفی صرف، هسته مرکزی تکوین شخصیت رندانه را شکل میدهد. بااینحال، این مفهوم در پژوهشهای پیشین اغلب بهصورت پراکنده، تقلیلیافته یا ذیل مفاهیم دیگری چون عشق، رنج یا عرفان بررسیشده و کمتر بهعنوان مقولهای مستقل و نظاممند مورد واکاوی قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش، گذار از رویکردهای کلیشه ای است که غربت را صرفا در ذیل مفاهیمی چون هجران یا نوستالژی عرفانی تقلیل داده اند. این مقاله با اتخاذ رویکردی پدیدارشناختی، درصدد است تا تطور ساختاری غربت را در سه ساحت متمایز (عاطفی، اجتماعی و وجودی) طبقه بندی نماید. فرضیه بنیادین تحقیق بر این اصل استوار است که غربت در اندیشه حافظ، نه یک انزوای بیمارگونه، بلکه به عنوان محرکی دیالکتیکی در مسیر تفرد است. یافته های پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای ژرف ساخت نظام استعاری حافظ استخراج شده، نشان میدهد که حافظ با بازتعریف غربت به مثابه آگاهی برتر، از انفراد ناشی از رنج، به سمت فردیت وحدت یافته حرکت میکند. دستاورد این مطالعه، ارائه مدلی نوین از طبقه بندی کارکردهای وجودی غربت است که نشان میدهد این مفهوم، ستون اصلی منظومه فکری حافظ در رویارویی با بحران های هستی شناختی محسوب میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واژگان کلیدی : غربت؛ تنهایی؛ دیوان حافظ؛ فردیت وحدت یافته؛ انفراد؛ تفرد | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 97 |
||