سیاستگذاری نیروی برق افغانستان (2003 تا 2023) | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| مقاله 3، دوره 19، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 33-63 اصل مقاله (879.61 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2026.379843.450241 | ||
| نویسندگان | ||
| روح الله اسلامی* 1؛ نبی الله حسینی2 | ||
| 1دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 2کارشناس ارشد، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| سرانۀ تولید و مصرف برق از شاخصهای اصلی سنجش توسعۀ اقتصادی و جهتگیریهای سیاستی کشورها محسوب میشود. در افغانستان در سالهای 2003 تا 2023، با حمایتهای گستردۀ بینالمللی و برخورداری از ظرفیتهای شایان توجه انرژیهای تجدیدپذیر و فسیلی، زمینۀ مناسبی برای تحول ساختاری در بخش برق فراهم شد. انتظار میرفت این کشور با بهرهگرفتن از موقعیت ژئواستراتژیک خود، علاوه بر تأمین تقاضای داخلی، بهعنوان گذرگاه حملونقل انرژی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا نقش داشته باشد. در این نوشتار با هدف تحلیل دلایل تحققنیافتن این هدفها، بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که چرا افغانستان با وجود ظرفیتهای بالقوه، نتوانسته است وابستگی خود به واردات برق را کاهش دهد و جایگاه مسیر حملونقل بودن خود را تثبیت کند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که وابستگی ساختاری به منابع خارجی، نبود ثبات در تأمین مالی و ضعف نهادی حکمرانی انرژی، از عوامل اصلی ناکامی سیاستگذاری در این حوزه بودهاند. این نوشتار با استفاده از چارچوب نظری «چرخۀ سیاستگذاری سیستمی» و روش تحلیل کیفی اسناد و گزارشهای نهادی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که فرایند سیاستگذاری در این دوره در تأثیر همزمان نخبگان سیاسی، شبکههای قومی، بخش خصوصی و نهادهای بینالمللی کمککننده بوده است. اگرچه اسناد بالادستی و سیاستی توسعهگرایانه و بلندپروازانه بودهاند، در مرحلۀ اجرا، ضعف نهادی و تعارض منافع، موجب شکاف میان طرح و اجرا شده و سرانجام به تداوم وابستگی انرژی افغانستان انجامیده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| سیاستگذاری؛ برق؛ انرژی تجدیدپذیر؛ خودکفایی انرژی؛ افغانستان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 173 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 218 |
||