تحلیل قالیچههای تصویری زابل در آیینهی تحولات فرهنگی و اجتماعی بومی منطقه | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| دوره 16، شماره 1، شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.413552.459973 | ||
| نویسندگان | ||
| حمید عبداللهی1؛ سپهر قاسمی* 2؛ مجیدرضا مقنی پور3 | ||
| 1گروه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||
| 2مدرس مدعو گروه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه اراک، اراک، ایران | ||
| 3دانشیار بخش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||
| چکیده | ||
| قالیچههای تصویری زابل، از محدودترین جلوههای هنر بومی ایران به شمار میآیند که در گذر زمان نقشی فراتر از یک اثر تزئینی یافته و به رسانهای فرهنگی جهت بازتاب باورها، آیینها و تجربههای اجتماعی مردم منطقه تبدیل شدهاند. با وجود اهمیت تاریخی و هنری این آثار، تاکنون پژوهش جامعی که به بررسی پیوند میان تحولات فرهنگی و اجتماعی معاصر و دگرگونی در ساختارهای تصویری این قالیچهها بپردازد، صورت نگرفته است. بررسی قالیچههای تصویری زابل ایران جکایت از آن دارد که این آثار نه تنها محصول مهارتهای فنی بافندگان، بلکه بازتابی از ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی منطقهاند. قالیچههای زابل در بستر جغرافیایی و فرهنگی خاص خود شکل گرفتهاند؛ بستری که از دیرباز محل تلاقی تمدنها، باورها و جریانهای فرهنگی گوناگون بوده است. در چنین زمینهای، قالیبافی بهعنوان هنری زنانه و بومی، به عرصهای برای بیان درونیات، ارزشها و باورهای جمعی مردم تبدیل شده است. نقوش و رنگهای بهکاررفته در این قالیها درواقع زبانی تصویری هستند که از خلال آن میتوان ارتباط میان زندگی روزمره، آیینهای محلی و تحولات فرهنگی را بازشناخت. تحلیل ساختار بصری و فنی قالیچههای منطقه نشان میدهد که نقوش تصویری در دو قالب عمده ظاهر میشوند: نخست، نقوش سنتی که ریشه در باورهای کهن، نمادهای آیینی و محیط طبیعی دارند و در قالب فرمهای هندسی و ساده بازنمایی میشوند؛ دوم، نقوش تصویری که حاصل تأثیر جریانهای فرهنگی معاصر و تعامل با هنرهای دیگر، بهویژه نگارگری ایرانی و طبیعتگرایی دوره قاجار و پهلوی هستند پژوهش جاری با هدف تحلیل تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی بومی بر شکل گیری مضامین نمادین قالیچه های تصویری زابل انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش بدین شرح است که این تحولات چگونه بر دگرگونی در ساختار بصری و زیباییشناسی قالیچههای منطقه اثر گذاشتهاند؟ پژوهش حاضر بنیادی با روش توصیفی-تحلیلی است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدهی میدانی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با بافندگان، طراحان و فروشندگان محلی گردآوری و با روش کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که قالیچه های تصویری این منطقه، بازتابی از فرایند همزیستی سنت و تغییر هستند؛ به گونه ای که در عین حفظ ساختارهای سنتی و نقوش هندسی، نشانههایی از روایتهای معاصر و تغییر در ارزشهای فرهنگی در آنها قابل مشاهده است. بررسی نمونههای مطالعاتی نشان میدهد که کاربرد رنگ و مضمون در قالیچههای تصویری منطقه طی زمان دستخوش تغییراتی تدریجی شده است؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از نقشمایهها از کارکردهای پیشینِ آیینی و اسطوره محور فاصله گرفته و بیشتر در جهت بازنمایی تجربههای فردی، نیازهای زیباییشناختی نوین و موضوعات اجتماعی سامان یافتهاند. بر این اساس، قالیچههای تصویری زابل نه صرفاً استمرار سنتهای کهنِ بافت و تصویر، بلکه شاخصی تحلیلی جهت شناخت ساز و کارهای فرهنگی و تحولات اجتماعی معاصر منطقه محسوب میشوند و بازتابدهندهی پویاییهای هویتی جامعهی بومی در بستر تغییرات زمانیاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| قالیچههای تصویری؛ زابل؛ تحولات فرهنگی و اجتماعی؛ زیباییشناسی بومی؛ تحلیل کیفی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 152 |
||