تحلیل مردمنگارانهٔ معنا و کارکرد پیکرکهای خمیری در آیین «آش سیزده صفر» منطقهٔ نقنهٔ بروجن | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| دوره 16، شماره 1، شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.396671.459963 | ||
| نویسندگان | ||
| ناهید جعفری دهکردی* 1؛ فاطمه سیفی پور نقنه2 | ||
| 1استادیار گروه صنایع دستی، دانشکده هنر و علوم انسانی ، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران. | ||
| 2دانشجوی کارشناسی گروه ارتباط تصویری دانشکده هنر و علوم انسانی؛ دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران | ||
| چکیده | ||
| آیین پخت «آش سیزده صفر» همراه با پیکرکهای خمیری، یکی از سنتهای کهن و در حال فراموشی مردم نقنه در شهرستان بروجن، استان چهارمحال و بختیاری است که با هدف دفع بلا و نحوست روز سیزدهم صفر برگزار میشود. هدف این پژوهش، کاوش در معنا و کارکرد نمادین این آیین، شامل پخت آش و ساخت پیکرکهای خمیری بهعنوان بلاگردان، در فرهنگ عامه نقنه و تبیین رابطه میان این دو عنصر آیینی است. این پژوهش با رویکردی کیفی، توصیفی ـ تحلیلی و مردمنگارانه انجام شده و در تحلیل دادهها از چارچوب نظری امیل دورکیم بهره گرفته است. جامعه پژوهش شامل آیینهای سنتی منطقه نقنه در شهرستان بروجن است که از میان آنها، آیین «آش سیزده صفر» و دو پیکرک خمیری زن و مرد آن بهصورت هدفمند انتخاب و تحلیل شدهاند. آیین «آش سیزدهٔ صفر» در نقنه، شهرستان بروجن، نمونهای برجسته از تداوم سنتهای آیینی در فرهنگ عامهٔ ایرانی است که باورهای مذهبی، نمادگرایی غذایی، ساخت پیکرکهای انسانی و مشارکت جمعی در آن درهم تنیده شدهاند. پیکرکهای خمیری زن و مرد نقش میانجی مقدس دارند و تمامی درد، ناخوشی و نحوست روز سیزدهم صفر را به خود میگیرند و سپس از طریق رهاسازی در آب روان، از جامعه دور میشوند. این فرآیند نمادین بازتابی از نظامهای کهن ایرانی مرتبط با آب، پاکیزگی و باروری است و میتواند پیوندی با جایگاه ایزدبانوی آناهیتا در اساطیر ایران داشته باشد. این آیین علاوه بر کارکرد نمادین، نقش اجتماعی مهمی نیز دارد. گردهمایی خانوادهها، مشارکت دختران جوان در آمادهسازی رشتهها و ساخت پیکرکها، و توزیع آش میان اهالی محله نمونهای بارز از بازتولید همبستگی اجتماعی، تقویت مشارکت بین نسلی و بازتولید حافظه فرهنگی است. پخت آش و اشتراک در آیین، نه صرفاً عمل خوراکی، بلکه کنشی جمعی برای حفظ نظم و ارزشهای اجتماعی به شمار میرود. تحلیل تاریخی و مردمشناسانه آشرشته و پیکرکهای خمیری نشان میدهد که این آیین از یک غذای روزمره به ابزاری نمادین، آیینی و اجتماعی تبدیل شده است. آشرشته در دورههای مختلف، از صفویه تا دوران معاصر، با تنوع ترکیبات غذایی و کاربردهای نذری در مناسبتهای مذهبی، اجتماعی و خانوادگی، و حتی برای دفع بیماری و نحوست پخته میشده است. این استمرار فرهنگی نشان میدهد که آیینهای غذایی در ایران، فراتر از نقش تغذیهای، حامل نظامهای اعتقادی، نمادین و اجتماعی هستند. از منظر انسانشناسی دین، آیین آش سیزدهٔ صفر نمونهای از «نثار مذهبی» یا «انتقال نحوست» است؛ سنتی که در آن از شیء یا موجودی برای جابهجایی شر، بیماری یا نحوست استفاده میشود. پیکرکهای خمیری نقنه به عنوان «پیکرههای انتقالی» حامل نحوست و بلا بوده و بهطور نمادین جامعه را از نیروهای تهدیدکننده محافظت میکنند. نقش زنان جوان به عنوان حاملان پاکی و برکت نیز نشاندهنده پیوند میان جنسیت، باروری و نظامهای معنایی آیینی است که از دورههای کهن به یادگار مانده است. با توجه به تغییرات اجتماعی چند دهه اخیر، بسیاری از جنبههای جمعی آیین کاهش یافته و فعالیتها به سطح خانوادگی محدود شده است؛ با این حال، عمل انداختن پیکرک در آش همچنان حفظ شده و به عنوان «بقایای آیینی» حامل حافظه جمعی است. این امر نشان میدهد که حتی با فروپاشی ساختار جمعی مناسک، جوامع محلی تلاش میکنند معنا و کارکرد اصلی آیین—دفع بلا، ایجاد آرامش و برکت—را حفظ کنند. در مجموع، آیین «آش سیزده صفر» را میتوان نظامی نمادین دانست که از طریق مناسک، نمادها و مشارکت جمعی، باورهای مشترک، همبستگی اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه نقنه را بازتولید میکند. ازاینرو، مطالعه و ثبت این آیین نهتنها برای حفظ میراث فرهنگی ناملموس، بلکه برای شناخت سازوکارهای اجتماعی و نمادینی که جوامع محلی از طریق آنها با بحران، ناامنی و نحوست مواجه میشوند، اهمیت دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فرهنگ عامه نقنه؛ آیینهای محلی؛ مردمنگاری؛ آش رشته؛ آش سیزده صفر؛ پیکرکهای خمیری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 197 |
||