تبیین مدل فرایندی توسعه تابآوری دیجیتال کسبوکارهای کوچک و متوسط در شرایط جنگی: مطالعه چندموردی | ||
| فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی | ||
| دوره 19، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 271-299 اصل مقاله (1.4 M) | ||
| نوع مقاله: مقالات پژوهشی- کیفی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jed.2026.418360.654715 | ||
| نویسندگان | ||
| شکوه سادات علیزاده مقدم* 1؛ هاشم کیانی2؛ سیدحسن هاشمیان بیدگلی3 | ||
| 1گروه توسعه فناوری ،دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2گروه مدیریت، دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 3گروه مدیریت، دانشگاه امام صادق، ایران، تهران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: پژوهش حاضر مدل فرایندی شکلگیری تابآوری دیجیتال در کسبوکارهای کوچک و متوسط را در شرایط جنگی تبیین میکند. مسئله اصلی آن است که در جنگ، اختلال به سطح فروش یا عملیات روزمره محدود نمیماند؛ زیرساخت دیجیتال، کانالهای ارتباطی، جریان درآمد، هماهنگی تیمی، امنیت روانی کارکنان، تصمیمهای منابع انسانی و منطق کلی اداره بنگاه همزمان تحت تأثیر قرار میگیرند. از اینرو بنگاههای کوچکی که بخشی از فعالیت خود را بر وبسایت، پیامرسانها، شبکههای اجتماعی، سامانههای پرداخت و موتورهای جستوجو بنا کردهاند، با شکنندگی ترکیبیِ همزمان فناورانه، مالی، انسانی و مدیریتی مواجه میشوند. پرسش پژوهش این نیست که مدیران «چه اقداماتی» انجام دادند، بلکه این است که این اقدامات با چه توالی و از طریق چه سازوکاری به تابآوری منجر شد. بر این مبنا، تابآوری دیجیتال نه برخورداری از فناوری پیشرفته و نه اجرای پروژههای بزرگ تحول دیجیتال، بلکه قابلیت بازآرایی سریع کارکردهای حیاتی و حفظ حداقل جریان ارتباط، فروش، خدمترسانی و تصمیمگیری تعریف میشود. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر داده کیفی و از نظر منطق تبیین فرایندمحور است و با راهبرد مطالعه چندموردی اجرا شده است. واحد تحلیل «کسبوکار کوچک و متوسط» و شش مورد با کدهای SME1 تا SME6 است که با نمونهگیری هدفمندِ همگن انتخاب شدند؛ معیارهای ورود شامل مقیاس کوچک یا متوسط، وابستگی فرایندها به کانالهای دیجیتال، تجربه مستقیم اختلال جنگی، بهکارگیری عملی راهکارهای تابآورانه و آمادگی برای ارائه روایت دقیق از تصمیمها و پیامدها بود. موارد از حیث ساختاری همگناند: ۴ تا ۶ کارمند، ۳ تا ۵ سال سابقه، استقرار در استانهای تهران، البرز و قم، و وابستگی بالا به پلتفرمهای فروش آنلاین و ابزارهای هوش مصنوعی. قلمرو زمانی اردیبهشت ۱۴۰۵، حدود ۴۰ روز پس از پایان جنگ چهلروزه است. دادهها از سه جلسه مصاحبه گروهی نیمهساختاریافته گردآوری شد؛ در هر جلسه شش کسبوکار همزمان حاضر بودند، اعضای هر تیم درونتیمی مشورت میکردند و نماینده، موضع آن کسبوکار را بیان میکرد. مجموعاً ۲۴ ساعت گفتوگو (سه جلسه هشتساعته در سه هفته) ضبط و واژهبهواژه پیادهسازی شد. تحلیل در پنج مرحله انجام گرفت: آشنایی با متن، کدگذاری اولیه، دستهبندی مفهومی، سازماندهی مقولهها در شش بُعد، و تحلیل درونموردی و بینموردی. نگاشت شناختی نه مبنای نظری و نه روش اصلی تحلیل، بلکه ابزار بازنمایی و ساخت مدل فرایندی پس از تحلیل بینموردی بود و بر دو مبنای همرخدادی مفاهیم و تصریح علّی مشارکتکنندگان شکل گرفت؛ نقشه نهایی با بازگشت به متن و بازگرداندن به مشارکتکنندگان اعتبارسنجی شد. یافتهها: هفت مضمون در چهار مرحله فرایندی سازمان یافت و الگوی فراگیر، گذار منطق مدیریت از «رشد دیجیتال» به «فرماندهی بقا» بود. مرحله نخست اختلال کارکردهای دیجیتال است؛ شوک اصلی نه ترس و نه افت تقاضا، بلکه از دست رفتن زیرساختی بود که مدل درآمدی بر آن استوار بود: قطع اینترنت، از دسترس خارج شدن وبسایت، فروپاشی ترافیک جستوجو و محدودیت ابزارهای خارجی (مضمون ۱). مرحله دوم، نیازهای فوری تابآوری در سه لایه همزمان است: کوتاه شدن افق تصمیم و چرخش زبان مدیریتی از توسعه بازار به نگهداشت مشتری و حفظ حیات بنگاه (۲)؛ تبدیل تابآوری به محاسبهای عددی و زمانی بر پایه جریان نقدی و سناریوسازی یک تا سهماهه (۳)؛ و قرار گرفتن تصمیمهای منابع انسانی در تعارض اخلاقی ـ اقتصادیِ حفظ تعلق تیم و کنترل هزینه (۴). مرحله سوم، راهکارهای چابک در قالب مداخلههای کوچک، سریع، کمهزینه و آزمونپذیر است: جایگزینی کانال با پیامرسانهای داخلی، تماس مستقیم و سرمایه رابطهای (۵) و پاسخ به آشفتگی بیرونی با نظم درونی از طریق جلسات منظم، میز کار آنلاین و تسکهای روزانه (۶). مرحله چهارم، پیامدها است: تداوم حداقلی عملیات، حفظ مشتریان کلیدی، حفظ تیم اصلی و یادگیری ساختاری؛ جنگ همچون آینه سازمانی، وابستگی تککاناله، سکوت قراردادها درباره فورسماژور، ضعف سبد محصول و فقدان افق نقدینگی را آشکار کرد (۷). نتیجهگیری: تابآوری دیجیتال در شرایط جنگی بیش از دارایی فناورانه، قابلیت مدیریتیِ بازآرایی سریع در پنج کارکرد دیجیتال، مالی، انسانی، عملیاتی و بازاری است. سهم نظری، جابهجایی تابآوری از ویژگی داراییمحور به قابلیت فرایندمحور است: وقتی زیرساخت بیرون از کنترل بنگاه است، «بازگشت» در دسترس نیست و معیار تابآوری از بلوغ فناورانه به جایگزینپذیری کانال منتقل میشود. چابکی نیز در مقیاس خرد، سازوکار عملیاتی تحقق تابآوری است و سادگی ساختار و نزدیکی مدیرِ بنیانگذار به عملیات در بحران به مزیت تبدیل میشود. ارزش پژوهش، یکپارچهسازی چهار جریان تابآوری، چابکی، بریکولاژ کارآفرینانه و قابلیتهای پویا زیر مفهوم «فرماندهی بقا» و تعیین توالی اتصال آنها است؛ مدل حاصل کاربرد تشخیصی دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کسبوکارهای کوچک و متوسط؛ تابآوری دیجیتال؛ شرایط جنگی؛ مطالعه چندموردی؛ مدل فرایندی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 203 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 114 |
||