مسئلۀ ایران؛ صورتبندی نظریهها | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| دوره 16، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-22 اصل مقاله (802.31 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2026.416472.1895 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی حسینزاده یزدی1؛ سیدمحسن ملاباشی* 2 | ||
| 1دانشیار گروه علوم اجتماعی اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار گروه علوم اجتماعی اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| علم از مسئله آغاز میشود و علوم اجتماعی از مسئلۀ اجتماعی؛ بنابراین، اصحاب علوم اجتماعی در ایران باید به این پرسش سرنوشتساز پاسخ دهند یا دستکم به آن بیندیشند: ما توانستهایم ایران را بهعنوان مسئله، چنانکه علوم اجتماعی توانست در غرب، جامعۀ خود را پروبلماتیزه کند، پروبلماتیزه کنیم؟ شاید این گام صفرِ شکلگیری علوم اجتماعی بومی باشد. در اینجا میکوشیم کمی به این پرسش بنیادین بپردازیم. گویا نخستین گام برای پرداختن به این پرسش، صورتبندی و گونهای گونهشناسی نظری ایدههایی باشد که کوشیدهاند به این هدف، جامۀ عمل بپوشانند. برای این صورتبندی، به مبنایی روشن و استوار نیازمندیم و کوشیدیم این مبنا را از تعریف مسئله، یعنی موانع گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب به دست آوریم. توصیف وضعیت موجود دچار تکثرهای بیپایان است؛ اما وضعیت مطلوبِ جامعۀ ایران از دیدگاه نظریههای موجود را میتوان در سه دسته جای داد: مدرنشدن یا ایرانیشدن یا اسلامیشدن. البته نظریههایی که ذیل هرکدام از این سه دستهها جای میگیرند، دستکم دو تفاوت دارند: یکی تعریفشان از آن وضعیت مطلوب و دیگری، راه رسیدن به آن وضعیت. به همین دلیل، ذیل هرکدام از این سه دسته، روایتهای گوناگون را نیز برشمردهایم؛ اما بررسی تفصیلی هرکدام را در پژوهش دیگری به انجام خواهیم رساند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مسئله؛ ایران؛ ایرانیشدن؛ اسلامیشدن؛ مدرنشدن؛ علوم اجتماعی ایرانی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 204 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 162 |
||