چگاسفلی و تکوین هژمونی فرهنگی پیش حکومتی در هزاره پنجم قبل از میلاد در جنوب غرب ایران | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| مقاله 7، دوره 16، شماره 1، شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.410262.459959 | ||
| نویسندگان | ||
| روحاله یوسفیزشک1؛ خلیلالله بیکمحمدی* 2؛ آتنا عبدلیمسینان3 | ||
| 1دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد ورامین-پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران | ||
| 2استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران. | ||
| 3دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: این پژوهش به بررسی سازوکارهای اولیه شکلگیری هژمونی فرهنگی و فرآیندهای بازنمایی قدرت در جوامع پیشحکومتی جنوبغرب ایران در اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد، با تمرکز بر دادههای تدفینی و زیست باستانشناختی محوطه چگاسفلی میپردازد. روششناسی: این مطالعه با اتخاذ رویکردی میانرشتهای و با بهرهگیری از مفاهیم نظری قدرت مادی، بدن، آیین و رضایت فرهنگی (برگرفته از آراء روتلج، گرامشی، بوردیو، داگلاس و ژیرار)، تلاش میکند تا آیینهای تدفینی متمایز، تغییرشکل عمدی جمجمهها و شواهد خشونت و قربانی آیینی را در قالب فرآیندهای تکوین مشروعیت تحلیل کند. در این چارچوب، هژمونی فرهنگی نه بهعنوان سلطه ای قهر آمیز و مبتنی بر اجبار حکومتی، بلکه بهمنزله مجموعهای از فرآیندهای نمادین و کنشهای آیینی تعریف میشود که از طریق درونیسازی نظم اجتماعی در سطح کالبد و ذهن، به طبیعیسازی روابط قدرت نوظهور یاری رساندهاند. در این چارچوب، تدفین «خاتون» نه به مثابه نماد اقتدار قطعی، بلکه بهعنوان نقطۀ تمرکزِ معناهای فرهنگی و جنسیتی تحلیل میشود؛ عنصری که شاید در آغاز شکلگیری منطق هژمونیک جنوبغرب ایران نقشی میانجی داشته است. تحلیل تدفین مذکور و تمایز آن با سایر قبور، بهعنوان یک مطالعۀ موردی، امکان طرح فرضیههایی دربارۀ جایگاه بدن، جنسیت و آئین در شکلگیری منطقهای اولیۀ مشروعیت را فراهم میکند. یافتهها: یافتههای پژوهش بدینقرار است: 1) دادههای میدانی حاصل از کاوشهای گورستان چگاسفلی. 2) دادههای انسانشناسی زیستی، ازجمله شواهد تغییر شکل عمدی جمجمهها، آثار جراحات و ویژگیهای زیستی تدفینها. 3) دادههای مربوط به آئین قربانی حیوانی. 4) مجموعۀ یافتههای باستانشناختی و زیستی در چارچوب نظری هژمونی فرهنگی. درنهایت، این یافتهها در سه سطح مادی (قبور، اشیاء، بدنها)، نمادین (آئینها، تقدس، جنسیت) و تجربی (رضایت، پذیرش و نظم اجتماعی) تحلیل شدهاند تا امکان طرح مفهوم تعدیلشدۀ «هژمونی فرهنگی پیشحکومتی» فراهم گردد. تحلیل تدفین متمایز و انفرادی آرامگاه منسوب به خاتون، تمایز معماری و اشیای همراه آن را فراتر از شاخصهای ساده جنسیتی، بهعنوان کانون بازنمایی اقتدار آیینی و میانجی نمادین تقدس بررسی میکند. در کنار آن، تغییرشکل عمدی جمجمهها بهعنوان سازوکاری زیستفرهنگی برای حک کردن تمایز بر بدن (در قالب بدن مشروع بوردیویی)، و شواهد آیین قربانی (از جمله بقایای حیوانی سازمان یافته و شواهد احتمالی خشونت بر جمجمههای انسانی) به عنوان ابزارهای مادی تولید وفاداری آیینی و مهار بحران تحلیل شدهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که دادههای چگاسفلی میتوانند نشاندهنده فرآیندهای مقدماتی تولید مشروعیت و شکلگیری پیشزمینههای سنتهای هژمونیک در جنوبغرب ایران باشند. با این حال، با توجه به ماهیت کیفی و تفسیری یافتهها، گزارههای مطرحشده جنبه احتمالی داشته و تعمیم منطقه ای آن ها مستلزم مطالعات تطبیقی گستردهتر است. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که دادههای محوطۀ چگاسفلی میتوانند نشانههایی از فرآیندهای هژمونیک پیشحکومتی را بازتاب دهند؛ هرچند این تفسیرها ماهیتی احتمالی داشته و نیازمند بررسیهای تطبیقی گستردهتر با سایر محوطه های هم دوره در جنوبغرب ایران هستند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| چگاسفلی؛ هژمونی فرهنگی؛ تدفین خاتون؛ بدن آئینی؛ آئین قربانی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 110 |
||