هنر به مثابه عرصهی کشمکش؛ مطالعهی میدان آبرنگ معاصر ایران با استفاده از نظریه بوردیو | ||
| دوفصلنامۀ جامعهشناسی هنر و ادبیات | ||
| دوره 18، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 41-58 اصل مقاله (736.77 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsal.2026.384223.666343 | ||
| نویسندگان | ||
| شمیم برهان* 1؛ سید محسن علوی نژاد1؛ امیرعباس محمدی راد1؛ آرش حسن پور2 | ||
| 1گروه نقاشی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| 2گروه آموزشی پژوهش هنر، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| چکیده | ||
| این پژوهش با هدف تحلیل نقاشی آبرنگ در هنر معاصر ایران و با طرح این پرسش که وضعیت نقاشی آبرنگ در هنر معاصر ایران بر اساس نظریهی میدان پییر بوردیو چگونه است؛ به تحلیل و شناسایی وضعیت نقاشی آبرنگ پرداخته است. نوع پژوهش حاضر، کیفی و بهصورتِ توصیفی تحلیلی است. گردآوری دادهها با مصاحبهی کیفی از 17 نفر از کنشگران و هنرمندان فعال در میدان آبرنگ ایران انجام شده است. در این پژوهش با نقد نظریهی نهادی هنر، نظریهی میدان بوردیو به عنوان راهنمای مطالعه بکارگرفتهشد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که میدان آبرنگ ایران شامل دو قطب خودساختاربخش و دانشگاهی بوده و هر قطب نیز مواضع مخصوص به خود را داراست. در قطب خودساختاربخش هر چهار نوع سرمایه و در قطب دانشگاهی سه سرمایهی بوردیو شناسایی شد. همچنین دو سرمایه دیگر تحت عنوان سرمایه مجازی و سرمایه نمایشگاهی، ذیل سرمایه اجتماعی در این مطالعه مطرح گردید. نتایج این مطالعه نشان میدهد ذائقهی فنی – زیباییشناختی هر قطب از میدان آبرنگ ایران با دیگری متفاوت است. در قطب خودساختاربخش برای استفاده از آبرنگ روش، مسیر و چارچوب مشخصی تعیین شده است و در قطب دانشگاهی، آبرنگ به عنوان یک ابزار و مدیوم هنری مطرح است. کنشگران در میدان آبرنگ ایران با سرمایه و برای کسب سرمایه بیشتر با یکدیگر منازعه دارند و کشمکش نه تنها در بین قطبها که درون قطبها، بهویژه قطب خودساختاربخش حکمفرماست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آبرنگ؛ هنر معاصر ایران؛ میدان؛ پییر بوردیو؛ قطببندی؛ کشمکش | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 77 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 84 |
||