شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای کلیدی کاربرد هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای حسابرسی مستقل و کاهش ریسکهای مالی: رویکرد دلفی فازی و تحلیل مضمون | ||
| بررسیهای حسابداری و حسابرسی | ||
| دوره 33، شماره 3، 1405، صفحه 481-521 اصل مقاله (1.34 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2026.410148.1009236 | ||
| نویسندگان | ||
| حسن حامد محمد1؛ مهدی حیدری* 1؛ علی آشتاب2 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه حسابداری و مدیریت مالی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران. | ||
| 2دانشیار، گروه حسابداری و مدیریت مالی، دانشکدۀ اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی کاربرد هوش مصنوعی در کاهش ریسکهای مالی حسابرسی مستقل انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع توسعهای ـ کاربردی با رویکرد آمیخته (کیفی ـ کمی) است. در مرحلۀ کیفی، پس از مرور نظاممند 127 منبع و غربالگری به 20 منبع کلیدی، با استفاده از تحلیل مضمون استقرایی و مصاحبه با 12 خبره، 62 کد باز استخراج و در قالب 10 مقوله دستهبندی شد. خبرگان این پژوهش، استادان دانشگاهی با حداقل 10 سال سابقۀ تدریس و سوابق پژوهشی در هوش مصنوعی، مدیران ارشد و شرکای مؤسسههای حسابرسی با حداقل 15 سال سابقه حرفهای و متخصصان هوش مصنوعی / فناوری اطلاعات درگیر در پروژههای مالی بودند که بهروش نمونهگیری هدفمند و گلولۀ برفی انتخاب شدند. مقولههای شناسایی شده عبارتاند از: پیشبینی روندهای مالی، اتوماسیون وظایف، تجزیهوتحلیل دادههای مالی، تشخیص تقلب، بهبود کنترل داخلی، افزایش دقت و کارایی، صرفهجویی در زمان، بهبود کیفیت حسابرسی، حسابرسی بهموقع و کاهش نیروی کار. پایایی کدگذاری با ضریب کاپای 758/0 تأیید شد. در مرحلۀ کمّی، الگوی طراحیشده با بهرهمندی از 15 خبرۀ مستقل با روش دلفی فازی (مقیاس 9 درجهای با معیار پذیرش کوچکتر از 7/0) اعتبارسنجی شد. خبرگان بخش کمّی افرادی با حداقل 20 سال سابقه در حسابرسی یا 10 سال در هوش مصنوعی کاربردی، تحصیلات دکتری مرتبط یا مدیریت ارشد مؤسسههای بزرگ بودند. سپس با استفاده از DEMATEL و ISM، روابط علتومعلولی و ساختار سلسلهمراتبی مؤلفهها تحلیل شد. یافتهها: تحلیل مقایسهای گروههای شاخصها نشان داد که حسابرسی بهموقع با میانگین 71/7 در ردۀ نخست، افزایش دقت و کارایی با میانگین 63/7 در ردۀ دوم و بهبود کیفیت حسابرسی با میانگین 55/7 در ردۀ سوم قرار گرفتند. نتایج دیماتل نشان داد که تشخیص تقلب و حذف خطاها، مؤثرترین مؤلفه است و در ارتقای کیفیت حسابرسی نقش محوری دارد. اتوماسیون وظایف تأثیر معناداری بر صرفهجویی در زمان (ضریب 7/0) و پیشبینی روندهای مالی (ضریب 6/0) دارد. کاهش نیروی کار، کماثرترین مؤلفه بود که نقش مکمل هوش مصنوعی در قضاوت انسانی را نشان داد. نتیجهگیری: الگوی طراحیشده نشان میدهد که هوش مصنوعی در حسابرسی مستقل، بیش از هر چیز، سرعت و بهموقع بودن، دقت و کارایی و کیفیت کلی حسابرسی را بهبود میبخشد. محور اثرگذاری آن، تشخیص تقلب و خطا و اتوماسیون فرایندها است؛ در حالی که کاهش نیروی انسانی، پیامد فرعی و کماهمیتتری محسوب میشود. تلفیق روش تحلیل مضمون با دلفی فازی، برای استخراج و اعتبارسنجی الگویی بومی در زمینۀ کاربرد هوش مصنوعی در حسابرسی مستقل ایران، اصالت پژوهش است. این رویکرد آمیخته با تمرکز بر خبرگان آشنا به فناوری، مدلی جامع و عملیاتی ارائه میدهد که میتواند مبنایی برای سیاستگذاری حرفهای، آموزش حسابرسان و پژوهشهای آتی در حوزۀ تحول دیجیتال حسابرسی باشد. این مطالعه به دانش موجود در زمینۀ تأثیر هوش مصنوعی بر مدیریت ریسک حسابرسی میافزاید و چارچوبی کاربردی برای کاهش ریسکهای مالی فراهم میآورد.. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بهبود فرایندهای حسابرسی؛ تحلیل مضمون؛ حسابرسی مستقل؛ ریسکهای مالی؛ هوش مصنوعی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 109 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 113 |
||