تبیین مدل پارادایمی بازآرایی فضایی اکوسیستم کارآفرینی روستایی در شرایط بحران آب: مورد مطالعه شرق زایندهرود اصفهان | ||
| فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی | ||
| دوره 19، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 117-153 اصل مقاله (1.16 M) | ||
| نوع مقاله: مقالات پژوهشی- کیفی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jed.2026.396225.654532 | ||
| نویسندگان | ||
| سولماز دری سده* ؛ مهدی پورطاهری؛ ذبیح اله ترابی | ||
| گروه جغرافیا برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: کارآفرینی روستایی در مناطق مواجه با بحرانهای محیطی، در بستر محدودیت منابع، تغییرات معیشتی و دگرگونی روابط فضایی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، تداوم فعالیتهای کارآفرینانه را نمیتوان صرفاً بر اساس ویژگیهای فردی کارآفرینان یا حضور منفرد منابع و حمایتهای نهادی توضیح داد؛ بلکه باید به روابط میان کنشگران، شبکهها، منابع، بازارها، زیرساختها و نهادهای اکوسیستم توجه کرد. با وجود گسترش ادبیات اکوسیستمهای کارآفرینی روستایی، مطالعات عمدتاً بر شناسایی عناصر اکوسیستم تمرکز داشته و تغییر روابط میان آنها را کمتر تبیین کردهاند. همچنین، در مطالعات مرتبط با بحرانهای محیطی، واکنش کارآفرینان بیشتر در سطح فردی یا خانوادگی بررسی شده و بازآرایی اکوسیستم در سطح شبکهها، جریان منابع و پیوندهای فضایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی بازآرایی روابط فضایی و شبکهای اکوسیستم کارآفرینی روستایی در شرایط بحران مزمن آب انجام شد. مسئله اصلی پژوهش این بود که بحران آب چگونه روابط میان کنشگران، مسیر جریان منابع و اطلاعات و راهبردهای کنش کارآفرینان روستایی را بازتنظیم میکند. روششناسی: پژوهش حاضر با پارادایم تفسیری و طراحی کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد نظاممند انجام شد. این رویکرد با هدف فراتر رفتن از شناسایی عوامل و تبیین فرایندی به کار رفت که از طریق آن، بحران مزمن آب روابط میان کنشگران، شبکهها، جریانهای منابع، زیرساختها و پیوندهای فضایی اکوسیستم را بازتنظیم میکند. دادهها از طریق ۴۰ مصاحبه نیمهساختاریافته با کارآفرینان روستایی، مدیران محلی، مسئولان و کارشناسان دولتی، مشاوران کارآفرینی و متخصصان دانشگاهی گردآوری شد و برای تکمیل دادهها از مشاهدات میدانی و اسناد نیز استفاده شد. دادههای حاصل از مصاحبهها، یادداشتهای میدانی و اسناد در نرمافزار MAXQDA 20 سازماندهی و تحلیل شدند. فرایند تحلیل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی پیش رفت و مقایسه مستمر دادهها، یادداشتنویسی نظری و ترسیم روابط مفهومی به کار گرفته شد. در کدگذاری باز، کدهای نزدیک به تجربه مشارکتکنندگان استخراج و در کدگذاری محوری، مقولهها بر اساس شرایط علّی، زمینهای و مداخلهگر، راهبردها و پیامدها سازماندهی شدند. در کدگذاری انتخابی، مقولهها حول مقوله مرکزی یکپارچه و مدل پارادایمی پژوهش صورتبندی شد. اعتبار و اعتمادپذیری تحلیل نیز از طریق بازبینی اعضا، گفتوگوی همتا، مثلثسازی و نگهداری مسیر ممیزی تقویت شد. ضریب کاپای کوهن با مقدار ۰٫۸۳۱ نیز بهعنوان شاخصی تکمیلی برای ارزیابی ثبات چارچوب کدگذاری استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مقوله مرکزی، «بازآرایی فضایی اجباری اکوسیستم کارآفرینی روستایی» است. این مقوله بیانگر فرایندی است که طی آن، کاهش قابلیت اتکای معیشتهای سنتی، محدودیت منابع محلی و دشواری دسترسی به بازار، کنشگران روستایی را به بازسازی روابط، ایجاد پیوندهای فرامحلی، تغییر مسیر جریان منابع و استفاده از ارتباطات و زیرساختهای دیجیتال سوق داده است. بحران آب و تضعیف بنیانهای معیشت کشاورزی، آرایش پیشین روابط اقتصادی و اجتماعی را تحت فشار قرار داده و موجب بازتنظیم شبکههای افقی و عمودی، جریان منابع و اطلاعات، تحرک نیروی کار و کالا و پیوندهای شهر–روستا شده است. شبکههای افقی از طریق اشتراک تجربه، تجمیع تولید و افزایش قدرت چانهزنی ظرفیتهای محلی را تقویت میکنند، در حالی که شبکههای عمودی دسترسی به سرمایه، فناوری، آموزش و بازارهای بیرونی را فراهم میسازند. همچنین زیرساختهای دیجیتال امکان جبران بخشی از فاصله جغرافیایی و دسترسی به اطلاعات، بازار و روابط فرامحلی را فراهم کردهاند. با این حال، ظرفیت بهرهگیری از این سازوکارها میان کارآفرینان و روستاهای مختلف یکسان نبوده است. موقعیت جغرافیایی، کیفیت اینترنت، تجربه حرفهای، جایگاه افراد در شبکههای محلی و ارتباط با نهادهای حمایتی، تفاوت در بهرهمندی از فرصتها را توضیح میدهند. بنابراین، بازآرایی فضایی نه فرایندی یکنواخت و برابر، بلکه فرایندی مشروط و نابرابر است که از تعامل میان شبکهها، منابع، زیرساختها، بازارها و نهادها شکل میگیرد. نتیجهگیری: مدل پارادایمی پژوهش نشان میدهد که بحران آب صرفاً محدودیتی بیرونی برای کارآفرینی روستایی نیست، بلکه بهعنوان عاملی ساختاری، آرایش پیشین منابع و روابط را مختل کرده و کنشگران را به بازتنظیم مسیرهای جریان سرمایه، نیروی کار، دانش و بازار واداشته است. در نتیجه، سازگاری اکوسیستم از طریق بازآرایی روابط فضایی و شبکهای شکل میگیرد، نه تقویت منفرد یک مؤلفه. این فرایند از یک سو به تنوعبخشی اقتصادی، گسترش دسترسی به منابع و بازارها و افزایش ظرفیت سازگاری منجر میشود و از سوی دیگر، وابستگی به شبکههای فرامحلی و نابرابریهای فضایی را افزایش میدهد. بر این اساس، پژوهش حاضر اکوسیستم کارآفرینی روستایی را نظامی فضایی و رابطهای نشان میدهد که ظرفیت سازگاری آن به پیوستگی و قابلیت بازتنظیم روابط میان شبکهها، زیرساختها، بازارها، منابع و نهادها وابسته است. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه صورتبندی فرایندی از بازآرایی فضایی اجباری اکوسیستم کارآفرینی روستایی در شرایط بحران آب و نشان دادن ماهیت همزمان سازگارکننده و نابرابر این فرایند است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| "کارآفرینی روستایی"؛ " اکوسیستم کارآفرینی"؛ " بازآرایی فضایی"؛ "بحران آب"؛ "شبکههای کارآفرینی" | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 104 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 74 |
||