تحلیل تصویر زن در شاهنامه فردوسی با تکیه بر نظریه نمایشی اروینگ گافمن | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.417792.459996 | ||
| نویسندگان | ||
| سمیه نوری نژاد* 1؛ مهدیه امانی2 | ||
| 1استادیار گروه هنر و معماری دانشگاه پیام نور تهران ایران | ||
| 2کارشناس ارشد طراحی پارچه و لباس،دانشگاه الزهرا(س) ، ارومیه ، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف- این پژوهش به تحلیل انسانشناختی تصویر زن در شاهنامه فردوسی با بهرهگیری از نظریه نمایشی اروینگ گافمن میپردازد. شاهنامه بهعنوان یکی از مهمترین متون حماسی و حامل هویت فرهنگی ایرانی، بستری غنی برای بررسی بازنماییهای جنسیتی و نقشهای اجتماعی زنان فراهم میکند. تمرکز اصلی بر چهار شخصیت زن کلیدی ، تهمینه، رودابه، فرنگیس و کتایون ، است. مطالعه بررسی میکند که چگونه این شخصیتها از طریق «اجرا» و مدیریت تأثرات نمایشی، تنشهای فرهنگی، جنسیتی و اجتماعی عصر فردوسی را بازتاب میدهند و نقش ادبیات حماسی را بهعنوان ابزاری برای بازنمایی، بازتولید و چالش هنجارهای اجتماعی تحلیل مینماید. همچنین، پژوهش به دنبال درک تأثیر تعامل «صحنهپردازی» اجتماعی (جلو و پشت صحنه) و هابیتوس فرهنگی شخصیتها بر استراتژیهای نمایشی آنها است. در این چارچوب، زنان نهتنها شخصیتهای ادبی، بلکه کنشگران نمایشی تلقی میشوند که پویاییهای هویت جنسیتی در جامعه ایرانی باستان را برجسته میسازند. روششناسی- این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی-تطبیقی و بهرهگیری از چارچوب نظری اروینگ گافمن (مفاهیم اجرا، نما، صحنهپردازی، مدیریت تأثرات، نمایش جلو و پشت صحنه، و داغ ننگ) استفاده میکند. دادهها از طریق تحلیل نشانهشناختی و بافتمحور شخصیتهای زن در بستر تاریخی-اجتماعی شاهنامه گردآوری شدهاند. روش شامل کدگذاری و تحلیل نظاممند عناصر نمایشی (نقشها، ظاهر، تعاملات و فضای صحنه) و ارتباط آنها با هنجارهای جنسیتی و اجتماعی است. تحلیل تطبیقی بر تعامل کنشهای نمایشی زنان با ساختارهای مردسالارانه متمرکز است. دادهها با استفاده از منابع متنی شاهنامه و مطالعات پیشین اعتبارسنجی شدهاند تا روایی و پایایی تحلیل تضمین شود. این روششناسی امکان مقایسه عمیق بازنماییهای جنسیتی را فراهم میآورد. یافتهها- زنان شاهنامه بهعنوان کنشگران نمایشی، با ایفای نقشهای نمادین (مادر فداکار در تهمینه، همسر وفادار در رودابه، زن مقاوم در موقعیت تبعیدی در فرنگیس، و نگهبان هویت نژادی در کتایون) تنشهای فرهنگی و جنسیتی عصر فردوسی را بازنمایی میکنند. آنها از طریق مدیریت هوشمندانه تصویر خود در صحنههای اجتماعی حماسی، هنجارهای مردسالارانه را بازتولید میکنند، اما در لایههای پشت صحنه، قدرت پنهان، ابتکار عمل و نقشهای فعال فرهنگی را آشکار میسازند. تحلیل تطبیقی نشان میدهد که این شخصیتها با بهرهگیری از تکنیکهای نمایشی (ظاهر، رفتار و صحنهپردازی) هم در بازتولید ساختارها مشارکت دارند و هم ظرفیت چالش و مقاومت نمادین را بروز میدهند. نتیجهگیری- این مطالعه نشان داد که ادبیات حماسی بهمثابه آیینهای از پویاییهای فرهنگی و جنسیتی عمل میکند و قادر است بازنماییهای پیچیده نقش زنان را به تصویر بکشد. شخصیتهای زن شاهنامه با مدیریت تأثرات نمایشی، هم هنجارهای موجود را تقویت و هم ظرفیتهای پنهان تحول را برجسته میکنند. تفاوتهای استراتژیهای نمایشی ریشه در تعامل کنشگران فردی با ساختارهای فرهنگی-اجتماعی دارد. پژوهش پیشنهاد میکند بررسی شخصیتهای زن در دیگر متون کهن و جوامع مشابه برای مطالعات تطبیقی جنسیت و سیاستگذاری فرهنگی معاصر ادامه یابد. در نهایت، این تحلیل نشان میدهد که رویکرد انسانشناسی فرهنگی به متون حماسی میتواند به درک عمیقتری از تعامل کنشگران با ساختارهای اجتماعی کمک کند و مبنایی برای سیاستگذاری فرهنگی در حوزه هویت جنسیتی ارائه دهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نظریه نمایشی گافمن؛ تصویر زن؛ شاهنامه فردوسی؛ اجرا و صحنهپردازی؛ هویت جنسیتی؛ انسانشناسی فرهنگی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 207 |
||