فروبستگی افق فهم: تحلیلی هرمنوتیکی از روایت ابلیس در مرصادالعباد براساس نظریۀ گادامر | ||
| مجله ادیان و عرفان | ||
| دوره 59، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 85-106 اصل مقاله (595.32 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jrm.2026.410363.630723 | ||
| نویسنده | ||
| فاطمه ثواب* | ||
| استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران | ||
| چکیده | ||
| روایت ابلیس در متون عرفانی-اسلامی، از جمله مرصاد العباد اثر نجمالدین رازی، صرفاً بازگویی یک واقعۀ کلامی یا اخلاقی نیست، بلکه دارای لایههای چندسطحی معناست که امکان خوانشهای تفسیری نوین را فراهم میآورد. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-تفسیری و مبتنی بر هرمنوتیک فلسفی هانس-گئورگ گادامر، روایت ابلیس در مرصاد العباد را با تمرکز بر مفاهیمی چون «افق فهم»، «پیشداوری»، «تاریخمندی فهم» و «امتزاج افقها» بازخوانی میکند. مسئلۀ اصلی پژوهش آن است که چگونه ابلیس، بهعنوان سوژۀ تفسیری، در افق فهمی تثبیتشده گرفتار میشود و این امر به فروبستگی فهم و در نهایت سقوط معنایی او میانجامد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابلیس، بهعنوان عاملی متکی بر پیشداوریهای تثبیتشده، از گشودگی نسبت به افق متعالی امر الهی و ورود به فرایند گفتوگوی تفسیری بازمیماند؛ وضعیتی که به انسداد افق فهم و امتناع از تحقق امتزاج افقها منجر میشود و در نتیجه، امکان دستیابی به حقیقت در معنای گادامری آن را مسدود میکند. بر این اساس، روایت ابلیس در مرصاد العباد نه فقط بازنمایی شر اخلاقی یا اسطورهای، بلکه نمونهای از استکبار هرمنوتیکی و فروبستگی افق فهم است. نوآوری پژوهش در انتقال کانون تحلیل از داوریهای کلامی به سازوکارهای شکلگیری، تثبیت و انسداد فهم و نیز ارائۀ خوانشی هرمنوتیکی از روایتهای عرفانی کلاسیک است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هرمنوتیک فلسفی؛ هانس-گئورگ گادامر؛ فروبستگی افق فهم؛ روایت ابلیس؛ مرصادالعباد | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 129 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 103 |
||