تجربه نزدیک به مرگ نابینایان؛ نقدی بر فیزیکالیسم | ||
| فلسفه و کلام اسلامی | ||
| دوره 59، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 203-222 اصل مقاله (633.38 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jitp.2026.412324.523716 | ||
| نویسنده | ||
| سید محسن هاشمی* | ||
| دانشجوی دکترا، گروه فلسفۀ دین، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران. | ||
| چکیده | ||
| یکی از چالشبرانگیزترین مسائل در فلسفه ذهن و دین، تبیین ماهیت آگاهی و نسبت آن با بدن است. فیزیکالیسم با رویکردی تقلیلگرایانه، آگاهی را محصول فرعی فعالیتهای عصبی مغز میداند؛ اما گزارشهای «ادراک واقعنما» (Veridical Perception) در تجربیات نزدیکهای به مرگِ (NDEs) افراد نابینا، بهویژه نابینایان مادرزاد، این پیشفرض را با چالشی جدی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف نقد مبانی فیزیکالیسم، به تحلیل پدیده ادراک بصری در نابینایان طی تجربه نزدیک به مرگ میپردازد. پرسش اصلی این است که چگونه فردی بدون سابقه تجربه بصری و در شرایطی که فعالیت مغزیْ متوقف یا به حداقل رسیده است، میتواند اطلاعاتی دقیق و مطابق با واقعیت از محیط پیرامون گزارش کند؟ این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به یافتههای تجربی روانشناختی و شواهد پدیدارشناختی، به واکاوی نسبت میان ذهن و بدن در لحظات بحرانی میپردازد. بررسیها نشان میدهد که پدیده «بینایی ذهنی» (Mindsight) در نابینایان، تبیینهای بیولوژیک و مادیگرایانه (مانند توهمات ناشی از هیپوکسی یا بازسازی حافظه) را ابطال میکند. از آنجا که این افراد مفاهیم بصری (مانند رنگ و وضوح هندسی) را در غیاب کارکرد قشر بینایی درک میکنند، فرضیه وابستگی هستیشناختی آگاهی به ماده سست میشود. یافتههای این نوشتار مؤید آن است که فیزیکالیسم در تبیین تجربیات بصری نابینایان دچار «شکاف تبیینی» است. در نهایت، مقاله استدلال میکند که این پدیده، شواهدی قوی به نفع نظریات غیرفیزیکالیستی (همچون دوگانهانگاری یا آگاهی بنیادین) فراهم آورده و استقلال آگاهی از ارگانیسم مادی را تقویت میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تجربه نزدیک به مرگ (NDE)؛ نابینایی مادرزاد؛ فیزیکالیسم؛ ادراک واقعنما؛ فلسفه ذهن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5,663 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,148 |
||