الگوسازی مفهومی اندیشۀ ایرانشهری در شاهنامۀ فردوسی برای تبیین مواجهه با مخاطرات طبیعی و انسانی | ||
| مدیریت مخاطرات محیطی | ||
| دوره 13، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 129-146 اصل مقاله (1.67 M) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی بنیادی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhsci.2026.414970.953 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا استواری دیلمانی1؛ ابراهیم واشقانی فراهانی* 2؛ محمدرضا حاتمی3؛ امیرحسین ماحوزی4؛ فاطمه معین الدینی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار، رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | ||
| 3استاد، رشتۀ علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | ||
| 4استادیار، رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: پژوهش حاضر با هدف الگوسازی مفهومی اندیشۀ ایرانشهری در شاهنامۀ فردوسی برای تبیین نحوۀ مواجهه با مخاطرات طبیعی و انسانی انجام شده است. مسئلۀ پژوهش، شناسایی و صورتبندی نمودهای این اندیشه در روایتهایی است که در آنها تهدید یا اختلالی در نظم زیستی، سرزمینی، اجتماعی یا سیاسی رخ میدهد و کنشی برای مواجهه با آن شکل میگیرد. پژوهش میکوشد الگوهای برخاسته از این روایتها را در سه ساحت کالبدی- سرزمینی، فرهنگی- اجتماعی و اسطورهای- نمادین تبیین کند. روش پژوهش: روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعۀ کتابخانهای است. پیکرۀ پژوهش را روایتهایی از شاهنامۀ فردوسی تشکیل میدهند که بر پایۀ وجود رخدادی تهدیدزا، کنش مواجهه با آن و شواهد متنی کافی برای تحلیل مفهومی انتخاب شدهاند. دادههای حاصل از تحلیل روایتها، با توجه به وجه غالب آنها، در سه ساحت تحلیلیِ کالبدی- سرزمینی، فرهنگی- اجتماعی و اسطورهای- نمادین سامان یافتهاند. این سه ساحت، ابزار تحلیلی پژوهشاند و بهمنزلۀ مقولات تحلیلی بهکار رفتهاند و مفاهیم معاصر مدیریت مخاطرات صرفاً جنبۀ تفسیری دارند. یافتهها: تحلیل روایتها نشان داد که مواجهه با مخاطرات در شاهنامه در سه ساحت بههمپیوسته بازنمایی میشود. در ساحت کالبدی- سرزمینی، ایجاد و ساماندهی زیرساختها و فضاهای زیستی، مانند ورِ جمکرد، بند شوشتر و سیاوشگرد، کارکرد حفاظتی و بازسازیکنندۀ مادی دارند. در ساحت فرهنگی- اجتماعی، دادگری، بخشودن خراج، گشودن انبارها و توزیع منابع در هنگام خشکسالی هفتساله در دورۀ پیروز و نیز مقاومت کاوه در برابر بیداد ضحاک، به حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی اجتماعی میانجامد. در ساحت اسطورهای- نمادین نیز فرّۀ ایزدی، یاری سیمرغ و هفتخان رستم، پشتوانۀ معنایی، روانی و هویتی مواجهه با تهدید را فراهم میکنند. این ساحتها در الگویی تعاملی و همافزا به یکدیگر پیوند مییابند. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، الگوی مفهومی پژوهش نشان میدهد که مواجهه با مخاطره در شاهنامه را میتوان در پیوند میان سه مؤلفۀ کالبدی- سرزمینی، فرهنگی- اجتماعی و اسطورهای- نمادین فهم کرد؛ الگویی که در آن خرد و تدبیر، داد و انسجام اجتماعی، و فرّه و منابع معنایی و هویتی، ظرفیت مواجهه و بازسازی را تقویت میکنند. از این منظر، مدیریت مخاطره صرفاً به اقدام فنی یا سیاسی فروکاسته نمیشود، بلکه فرایندی برای حفظ یا بازگرداندن نظم در ساحتهای مادی، اجتماعی و معنایی است. این صورتبندی میتواند مبنایی مفهومی برای بازاندیشی در مسئلۀ تابآوری و مدیریت مخاطرات در ایران معاصر باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آشه؛ الگوسازی؛ اندیشۀ ایرانشهر؛ دروج؛ شاهنامۀ فردوسی؛ مخاطرات | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 144 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 105 |
||