بسط نظریۀ «هدایت بهامر» علامه طباطبائی و ارزیابی نقدهای وارد بر آن | ||
| پژوهش های قرآن و حدیث | ||
| دوره 59، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 3-19 اصل مقاله (775.35 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jqst.2026.411767.670609 | ||
| نویسنده | ||
| رضا کریمی* | ||
| استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. | ||
| چکیده | ||
| دیدگاه تفسیری علامه طباطبائی درباره امامت، گرچه پیشینه و جوهرۀ فلسفی عرفانی دارد، اما بر اساس تفسیر قرآن به قرآن تبیین شدهاست. این ویژگی (توضیح مسائل حکمی به زبان قرآن) موجب تبیین عمیق و چندلایه شده که نیازمند بسط و تفصیل است. مسئله اصلی این مقاله بسط و توضیح بیشتر نظریۀ «هدایت بهامر» علامه طباطبائی است که در همین راستا نقدهای وارد بر آن ارزیابی شدهاند. فرضیه این مقاله این است که بسط این نظریه موجب درک بیشتر مسئله امامت میشود و نقد منتقدان به دلیل عدم درک کافی از عمق این نظریه است. این مقاله به روش تحلیلی نوشته شده و نشان میدهد که یکی از راهگشاترین تعابیر امامت، کلمه «اولیالامر» است که برای آن تحلیل کلمه ضرروی است. بر اساس تفسیر علامه طباطبائی، «امر» بیانگر باطن این جهان و ملکوت آن است؛ بنابراین، اولیالامر هم صاحب باطن و ملکوت است. پس، همانطور که احادیث هم تایید میکنند، قلب امام ظرف اراده خداوند است. درک این مسئله نتایج مهمی دارد که در ادامه مقاله مورد اشاره قرار میگیرند. اینجاست که نظریۀ «هدایت بهامر» میتواند باطنی بودن مقام امامت را تبیین کند و در نتیجه امکان تفسیر دولایه (تنزیلی تأویلی) از آیات ولایت و امامت فراهم شود. پس از تبیین تعریف و آثار نظریه، در ادامه مقاله به دشواریهای آن پرداخته شده که موجب نقدهای برخی محققین شیعی شدهاست. در این مقاله پاسخ این نقدها اجمالاً بیان گردیدهاست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هدایت بهامر؛ علامه طباطبائی؛ امامت؛ اولیالامر؛ باطن؛ ملکوت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 120 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 88 |
||