تحلیلی قرآنی از سیر و تکامل معنوی مرکزیتهای دینی پیشین (بابل/اورشلیم و مکه/مدینه) | ||
| پژوهش های قرآن و حدیث | ||
| دوره 59، شماره 1، شهریور 1405، صفحه 21-46 اصل مقاله (1.17 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jqst.2026.410226.670593 | ||
| نویسنده | ||
| ابوالفضل خوشمنش* | ||
| دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| اغلب دینهای کهن مرکزیتهایی برای خود داشتهاند که به اعتباراتی همچون زادگاه پیامبر، وجود معبد اصلی، وقوع برخی رویدادهای مهم دینی، سیاسی و حماسی و مانند آن شکل گرفتهاند. اغلب مرکزیتهای مزبور در گذر زمان به اضمحلال و افول گراییده یا کارکردهای معنوی خود را از دست دادهاند. «بابل»، «اورشلیم»، «مکه» و «مدینه»، با تفاوتهایی که داشتهاند، چهار شهر همچنان مهم در این بابند. پژوهش حاضر نشان میدهد که سرنوشت بابل با طغیان و فساد گره خورد و رو به نابودی رفت، اورشلیم که روزگاری مرکزیت ملک سلیمان شد و برخی آثار دینی و معنوی نیز بر جای نهاد، مبدل به مرکزیتی قومی و نژادی شد و از معنویت پیامبران پیشین تهی ماند، مکه نیز با همه اهمیتی که به عنوان «امّالقری»، «بلد امین»، «بلد حرام» و جایگاه «مسجدالحرام» دارد، در نهایت میزبان شایستهای برای پیامبر خاتم و شریعت آن نگردید. پیامبر پس از اخراج از مکه، شالودههای مدنیّتی دینی و انسانی را به دور از آلودگیهای شرک و منازعات قبیلهای و نژادی در مدینه بنا نهاد که بسیاری از ابعاد آن همچنان در خور واکاوی و بازخوانی است. مساله مقاله ناپایی مرکزیتهای دینی پیشین و پایایی مدینةالنبی بهمثابۀ یک الگوی مدنیت دینی و معنویِ همچنان قابل مطالعه و بررسی برای تمدن و مدنیت حاضر در دنیای کنونی است. موقعیت محوری خداوند متعال و فرستاده او (ص)، عرضۀ نظری و عملی «اسلام» و «آیین حنیف» و دین «فطرت»، فضیلت تقوا و علم و حکمت، گسترۀ تأثیر و نفوذ زبانی و فرهنگی برخی از ابعاد تمدنی مدینةالنبیاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مرکزیت دینی؛ بابل و اورشلیم؛ مکه و مدینه؛ الگوی مدنیت دینی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 122 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 69 |
||