بر ساخت فرهنگی کودکی و پالایش هنجارهای بین المللی حمایت اجتماعی از کودکان در ایران | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.416672.459983 | ||
| نویسندگان | ||
| فاطمه جوانی1؛ محمد رضا جوادی یگانه* 2؛ عاصمه قاسمی3 | ||
| 1دانشجوی دکترا جامعه شناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران | ||
| 2استاد، گروه جامعه شناسی، دانشکدۀعلوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 3استادیار، گروه علوم اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده: هدف: حمایت اجتماعی از کودکان یکی از شاخصهای مهم عدالت اجتماعی است که هم در اسناد هنجاری بینالمللی و هم در قوانین و سیاستهای داخلی کشورها بازتاب یافته است؛ با این حال انتقال هنجارهای بینالمللی به سیاستها و رویههای ملی فرایندی خطی و بیواسطه نیست. هدف این پژوهش، تبیین جامعه شناختی چگونگی انتقال و بازصورت بندی هنجارهای بین المللی حمایت اجتماعی از کودکان در ساختار حقوقی، سیاستی، نهادی ایران و شناسایی نقاط همگرایی و واگرایی این فرایند است. روششناسی: این مطالعه کیفی با راهبرد تحلیل اسنادی تطبیقی و جهتگیری تفسیری ـ انتقادی، سه گروه منابع را بررسی میکند: اسناد بینالمللی (کنوانسیون حقوق کودک ، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، تفسیرهای عمومی کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد ، توصیهنامه شماره ۲۰۲ سازمان بینالمللی کار و چارچوب حمایت اجتماعی یونیسف )؛ اسناد داخلی (قانون اساسی، مقررات مرتبط با خانواده و کودک قانون مدنی و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ۱۳۹۹)؛ و شواهد ثانویه. دادهها با تحلیل مضمون کیفی در پنج مرحله تحلیل شدند و اعتمادپذیری بر پایه چهار معیار لینکلن و گوبا تأمین شد. یافتهها: اسناد داخلی عمدتا در سطح هنجاری ـ تقنینی با استانداردهای بینالمللی همگرایی دارند، اما در سطح ساختاری ـ اجرایی واگراییهایی مشاهده میشود. این واگرایی ها بیشتر در پوشش و عدم تبعیض، کفایت و استمرار حمایت، و هماهنگی نهادی و ظرفیت اجرایی آشکار است. تحلیل حاضر نشان میدهد که میتوان مسیر ورود هنجارهای بینالمللی به زمینه داخلی را در قالب شش لایه تحلیلی صورتبندی کرد: (۱) هنجار بینالمللی؛ (۲) بازصورتبندی حقوقی ـ سیاستی داخلی؛ (۳) سازماندهی نهادی و توزیع مسئولیت؛ (۴) تأمین مالی و طراحی برنامه؛ (۵) اجرای حرفهای و بوروکراتیک در خط مقدم؛ و (۶) دسترسی مؤثر و تحقق حقوق کودک. نتیجهگیری: در اسناد و شواهد بررسیشده، فاصله میان همگرایی تقنینی و انسجام ساختاری ـ اجرایی یکی از مسائل اصلی نظام حمایت اجتماعی کودک در ایران است. کاهش این فاصله، نیازمند تجمیع حکمرانی پراکنده، تقویت پاسخگویی نهادی، بهبود کفایت و استمرار حمایت، و بازتعریف رابطه خانواده، دولت و کودک بر مبنای عاملیت کودک است. شکاف میان تعهد هنجاری و تحقق حق حاصل یک گسست منفرد نیست، بلکه برآیند تعامل چندلایه حقوق، نهاد، منابع، رویه حرفهای و برساخت فرهنگی کودکی است. کلیدواژهها: برساخت فرهنگی کودکی، پالایش هنجاری، حمایت اجتماعی، عاملیت کودک، کنوانسیون حقوق کودک. | ||
| کلیدواژهها | ||
| برساخت فرهنگی کودکی؛ پالایش هنجاری؛ حمایت اجتماعی؛ عاملیت کودک؛ کنوانسیون حقوق کودک | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 105 |
||