تحلیل خوشههای استعاری مفهومی در سه اثر منتخب فروغ فرخزاد: سیر تحول از یأس اگزیستانسیالیستی به رهایی آگاهانه | ||
| ادب فارسی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpl.2026.408141.2359 | ||
| نویسنده | ||
| رضا قنبری عبدالملکی* | ||
| استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان | ||
| چکیده | ||
| این پژوهش با هدف تبیین سیر تحول استعاری در شعر فروغ فرخزاد، به تحلیل استعارههای مفهومی در سه اثر کلیدی او («تولدی دیگر»، «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و «فتح باغ») میپردازد، که در این پژوهش بهعنوان سهگانه فروغ فرخزاد معرفی شدهاند. چارچوب نظری پژوهش، نظریۀ استعارههای مفهومی جرج لیکاف و مارک جانسون است که استعاره را سازوکاری شناختی برای درک مفاهیم انتزاعی از طریق تجربۀ زیسته میداند. پرسشهای اصلی تحقیق حول محور چگونگی سازماندهی مفاهیم بنیادین زندگی، مرگ و امید در نظام استعاری فروغ و نحوۀ بازنمایی تحول فکری شاعر از طریق سه خوشۀ استعاری کلان (زندگی و حرکت، مرگ و دگرگونی، امید و رهایی) طراحی شدهاند. روش پژوهش کیفی و تحلیلی-استنباطی است و با استخراج و طبقهبندی عبارات استعاری، نگاشتهای مفهومی غالب و سازوکارهای برجستهسازی و پنهانسازی آنها بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که نظام استعاری فروغ، سیر تحول فکری او را بازتاب میدهد: از یأس و انفعال («زندگی یک خیابان بیمقصد است» و «امید یک موجود فانی است» در فصل سرد) آغاز شده و با ساختارشکنی فرهنگی و تحقق آگاهی جمعی و اقدام ارادی («رهایی، فتح باغ ممنوعه است» در فتح باغ) پایان مییابد. این پژوهش با شناسایی خوشههای تحولی، نشان میدهد که شعر فروغ نهتنها بیانگر عواطف شخصی، بلکه بازتابی عمیق و اگزیستانسیالیستی از وضعیت انسان معاصر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| استعارههای مفهومی؛ جرج لیکاف؛ مارک جانسون؛ فروغ فرخزاد؛ برجستهسازی؛ پنهانسازی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 114 |
||