رویکردی نو در بازتعریف جغرافیای سیاسی | ||
| پژوهشهای جغرافیای انسانی | ||
| مقاله 11، دوره 47، شماره 3، 1394، صفحه 543-556 اصل مقاله (1.03 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhgr.2015.51245 | ||
| نویسنده | ||
| مراد کاویانی راد* | ||
| گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدة علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی | ||
| چکیده | ||
| فهم جغرافیای سیاسی، مستلزم درک کنش متقابل جغرافیا و سیاست است. از زمان طرح دانشواژة جغرافیای سیاسی، از این علم تعاریف و تفاسیر مختلفی ارائه شده است که اغلب آنها تابع پارادایم حاکم و تخصص مفسران بودهاند. تفاسیر جدید نیز متأثر از مکتب فضا، به گزارة «جغرافیای سیاسی به مطالعة کنش متقابل فضا و سیاست میپردازد» بسنده کردهاند. پرسشوپاسخها در جامعة دانشگاهی ایران نیز گویای آن است که این گزاره، بهحد کافی قابل درک نبوده است. از اینرو، ارائة تعریفی علمی و کاربردی برای حوزههای پژوهشی و دانشگاهی، ضرورتی گریزناپذیر است. پژوهش حاضر با ماهیتی بنیادی و روش تفسیری-تحلیلی، بر آن است که با استفاده از منابع کتابخانهای در چارچوب فهم جغرافیا و امر سیاسی، تعریفی نو از جغرافیای سیاسی بهدست دهد تا قلمروهای معرفتی جغرافیای سیاسی بازشناخته شوند و از ورود پژوهشگر به مرزهای رشتههای دیگر جلوگیری شود. نتایج نشان میدهد قلمرو، مفهومی بیش از یک ظرف فضایی دارد، بازتابی از اقتدار، قدرت و کنترل انسان بهشمار میآید و مسائل مربوط به قلمرو و قلمروخواهی، بنمایة مسائل جغرافیایی سیاسی است. براساس چنین ویژگیهایی، جغرافیای سیاسی، علمی است که ابعاد سیاسی فضای جغرافیایی را در قالب کنش متقابل مناسبات قدرت (در ابعاد همزیستی، هماوردی، تنش، کشمکش و جنگ) با قلمرو (فضا و سرزمین) و قلمرومندی (قلمروخواهی، قلمروسازی و قلمروداری) انسان مطالعه میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| امر سیاسی؛ جغرافیای سیاسی؛ قلمرو؛ قلمرومندی؛ مناسبات قدرت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,884 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 4,938 |
||