الهیات عصب و تجربه دینی؛ چالشها | ||
| مجله علمی " فلسفه دین " | ||
| مقاله 8، دوره 11، شماره 4، 1393، صفحه 789-818 اصل مقاله (582.01 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpht.2015.53528 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدصادق احمدی* 1؛ علی شهبازی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری دینپژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب | ||
| 2مربی دانشگاه ادیان و مذاهب | ||
| چکیده | ||
| الهیات عصب نقطۀ تلاقی علم جدید و الهیات است که در آن الهیدانان و عصبشناسان بهکمک ابزارهای علمی روز فرایندی را بررسی میکنند که مغز انسان در یک تجربۀ دینی از سر میگذراند. برخی از ایشان بر پایۀ همین تحقیقات تجربههای دینی را رد یا دربارۀ صحت و سقم آن سکوت اختیار میکنند و برخی دیگر با شواهد و مدارکی صحت آن را اثبات میکنند. با ظهور این رشتۀ جدید، برخی با استناد به آزمایشهایی که در محیط آزمایشگاهی بر روی بیماران انجام شده است، در صحت تجربۀ دینی تردید کردهاند و این تجربهها را حاکی از نوعی اختلال روانی میدانند. با توجه به چنین انتقاداتی، پرسشی که پیش روی مدافعان تجربۀ دینی قرار میگیرد، امکان راستی و صحت تجربۀ دینی است. بنابراین نقد و ابطال این ایرادها و اثبات صحت تجربۀ دینی بهطور کلی، در دستور کار ایشان قرار میگیرد. در این پژوهش پس از معرفی اجمالی الهیات عصب و تجربۀ دینی، به برخورد عصبشناسان با تجربۀ دینی میپردازیم و ابطالپذیری تجربۀ دینی را از منظر عصبشناسی بررسی میکنیم. در همین مسیر خواهیم دید که برخی از این پژوهشگران که جهانبینی مادی دارند، ذهن را همان مغز دانستهاند و مفاهیم موجود در آن را نیز مادی تلقی میکنند، در نتیجه مفاهیمی مانند خدا را محصول مغز و ذهن میپندارند. در طرف مقابل پژوهشگرانی مانند نیوبرگ در صدد ایجاد نوعی سازگاری میان علم و دین برآمدهاند و تجربۀ دینی را بهشکل عام صحیح و حاصل کارکرد صحیح مغز و ارتباط با ماورا دانستهاند و با تمایز قائل شدن میان تجربۀ فرد بیمار و تجربۀ مؤمنانه، از اساس به ابطال فرضیات نوروتئولوژیستهای ملحد میپردازند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تجربۀ دینی؛ دین؛ عصبشناسی؛ علم | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,219 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,716 |
||