تجربة تنهایی در سکوتهای اماس؛ مطالعه تجربة تنهایی بیماران مبتلا به ام اس در شهر سنندج | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| مقاله 6، دوره 19، شماره 2، 1391، صفحه 141-166 اصل مقاله (488.84 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2013.56197 | ||
| نویسنده | ||
| کمال خالق پناه* | ||
| استادیار گروه جامعهشناسی دانشگاه کردستان | ||
| چکیده | ||
| این مقاله کاوشی در هیاهوی پنهان تنهایی در میان بیماران مبتلا به اماس است. هدف ما فهم تجربۀ ذهنی تنهایی و وضعیت عینی تنهایی بیمار به میانجی وضعیت بیماری است. هم معنایی که به تنهایی میبخشند و هم معنایی که بر آنها تحمیل میشود. ابتدا در ازدحام مطالعات تنهایی سعی در وضوحبخشیدن به مفهوم تنهایی خواهیم کرد. استدلال خواهیم کرد که تنهایی، بهمثابه تجربهای ذهنی، تنها بهواسطۀ امکان عینی آن و میانجیهای عینی قابلدرک است. در اغلب مواقع، بیماری اماس تجربۀ فرایند مداوم محرومشدن از حمایت اجتماعی در دوران دگرگونی پیوندهای اجتماعی است. توصیف مشاهده، مصاحبه و نوشتههای بیماران مبتلابه اماس، منبع ما برای کاوش در تنهاییشان بوده است. در این توصیف چند معنا از تنهایی بهمثابه تجربهای ذهنی وجود دارد: شبکۀ اجتماعیبودن حمایت اجتماعی، فرایندی از تنهاشدن به تنهابودن و بودن بدون آینده. ازطرف دیگر تجربۀ ذهنی تنهایی آنها پیامد وضعیت عینی ابتلا به بیماری پیامد سه فقدان اساسی در روابط اجتماعی آنهاست: فقدان شناسایی و فقدان امنیت و فقدان احساس تداوم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بیماری اماس؛ تجربۀ تنهایی؛ شبکۀ اجتماعی بدون حمایت اجتماعی؛ فقدان شناسایی؛ مطالعات تنهایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,685 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,343 |
||