نسبت علم اجتماعی و فلسفه، جدال یا همزیستی | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| مقاله 1، دوره 20، شماره 1، 1392، صفحه 1-38 اصل مقاله (627.97 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2013.56205 | ||
| نویسندگان | ||
| یارمحمد قاسمی* 1؛ محمدهادی عسکری2 | ||
| 1دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه ایلام | ||
| 2کارشناس ارشد فلسفهی آموزش عالی | ||
| چکیده | ||
| هدف از این نوشتار، تحلیل نظری نسبت علم اجتماعی و فلسفه است؛ بدین منظور سعی گردیده ضمن بررسی آرای گوناگون و نقد و بررسی آنها، دیدگاهی تلفیقی در تبیین نسبت این دو معرفت بشری ارائه گردد. براساس بررسیهای انجامگرفته، این نتیجه حاصل گردیده که بین علم و فلسفه بهطور عام در اعصار سهگانهی تاریخی مورد بررسی بهجای جدال، نوعی همزیستی و همگرایی وجود داشته است. در حوزهی علم اجتماعی نیز علیرغم فراز و فرودهایی که درنسبت علم اجتماعی با فلسفه اتفاق افتاده، همزیستی بین این دو حکمفرما بوده است. علم اجتماعی ناگزیر است که به متافیزیک و اپیستمولوژی که هر دو ساحتهایی از فلسفه هستند، نیازمند باشد. این همبودگی به آنجا کشیده شده تا برخی مدعی شوند علم اجتماعی نهتنها فلسفهزاد و فلسفهزی است، بلکه با حوزههایی از قبیل ادبیات و هنر در دهههای پایانی قرن بیستم ارتباط تنگاتنگی برقرار کرده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| علم؛ فلسفه؛ علم اجتماعی؛ شناختشناسی؛ اثباتگرایی؛ تجربهگرایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,696 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,234 |
||