دیالکتیک صلح و بربریت: مطالعه و نقد نظریۀ لیبرالی حقوق بینالملل | ||
| فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| مقاله 10، دوره 47، شماره 1، 1396، صفحه 177-200 اصل مقاله (625.4 K) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jplsq.2017.61752 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا ابراهیم گل* 1؛ سیامک کریمی2 | ||
| 1عضو هیأت علمی دانشکده حقوق پردیس فارابی، دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| «نظریۀ حقوق بینالملل» در پی بررسی خاستگاه قواعد، نهادها و رویههایی است که حقوق بینالملل بر مبنای آنها ایجاد میشود. به همین دلیل است که «نظریه» در حقوق میتواند دستکم به برخی از رویهها و قواعد مشروعیت بدهد و موارد دیگر را بدون مشروعیت باقی گذارد. از این منظر، «نظریۀ لیبرالی حقوق بینالملل» در حقوق بینالملل جایگاهی مهم دارد. به گواهی مطالعات گوناگون، این نظریه در برآمدن رویکرد «صلحآمیز» در حقوق بینالملل و کنارزدن رهیافتهای کلاسیک در این حوزه نقش بهسزایی داشته است که عمدتاً سخنی جز «مشروعیت جنگ» نمیشناختند. با وجود این، دقت در مؤلفههای ساختاری این نظریه، بهخوبی این حقیقت را فاش میکند که نظریۀ لیبرالی حقوق بینالملل در همان حالی که به تحقق رویکرد «صلحآمیز» در حقوق بینالملل کمک کرده است، بسترهای قابل اعتنایی را بهمنظور توجیه بهکارگیری «زور» یا به عبارت دیگر تساهل نسبت به «جنگ» فراهم میکند. این مقاله تلاش میکند تا این دوگانگیها یا تناقضها را در نظریۀ لیبرالی حقوق بینالملل بررسی کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| برابری حاکمیتها؛ توسل به زور؛ دولت لیبرال دموکرات؛ صلح؛ نظریۀ لیبرالی حقوق بینالملل | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,555 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,377 |
||