ساختهای نحویِ بیانِ حصر در زبان فارسی (مطالعۀ موردی: آثار سعدی) | ||
| پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت | ||
| مقاله 10، دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 13، تیر 1397، صفحه 163-182 اصل مقاله (357.9 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jlcr.2018.66409 | ||
| نویسندگان | ||
| رحمان مشتاق مهر1؛ احمد گلی2؛ فرهاد محمدی3 | ||
| 1استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان | ||
| 2دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان | ||
| 3دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان | ||
| چکیده | ||
| برای درک بلاغت زبان فارسی و شناخت ظرفیتهای آن در بیان معنا، باید از مطالعه و تحلیل ساختهای نحوی آن شروع کرد. تنها از این طریق میتوان دانست که بیان یک مفهوم چگونه و با چه ساختهایی امکانپذیر است. حصر و قصر از جمله مفاهیمی است که ساختهای نحوی متنوعی در زبان فارسی دارد. همین تنوع ساختهای نحوی بیانگر ظرفیت بالای نحو زبان فارسی در القای اغراض بلاغی و ایجاد تطابق تام بین فرم و قالب زبانی با معنا و غرض مورد نظر است. به همین منظور، در این نوشتار سعی شدهاست با تکیه بر سخن سعدی، تمام امکانات و ظرفیتهای زبان فارسی در بیان حصر شناسایی و برای آنها تقسیمبندی مشخصی بهدست داده شود. حاصل این است که تمام امکانات بیان حصر در زبان فارسی به دو مقولۀ کلی تقسیم میشود: 1ـ فرایند فرازبانی یا زبرزنجیری که نشانۀ زبانی خاصی ندارد تا در زنجیرۀ عینی زبان بتواند نمودار شود. «تکیه» تنها ظرفیت این فرایند است. 2ـ عوامل و نشانههای عینی زبان. ساختهای نحوی «اسنادیشده»، «استثنا»، «جابهجایی اجزا» و «استفاده از قیدهای مخصوص حصر» زیرمجموعههای این مقوله هستند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حصر؛ ساختهای نحوی؛ تکیه؛ اسنادیشده؛ استثنا؛ قیدهای حصر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 875 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,158 |
||